اصطلاحات حقوقی قراردادهای پیمانکاری و ساخت؛ ۱۸۰ اصطلاح حقوق ساخت
فهرست مطالب
قراردادهای ساخت و پیمانکاری از پیچیدهترین قراردادهای تجاری هستند؛ زیرا اجرای آنها معمولاً به همکاری همزمان کارفرما، پیمانکار، مشاور، طراح، مدیر پروژه، پیمانکاران جزء، تأمینکنندگان و سایر ذینفعان نیاز دارد. در طول اجرای پروژه نیز موضوعاتی مانند طراحی، تأمین، تغییرات، پرداخت، تأخیر، تمدید مدت، خسارت، ادعاهای قراردادی، تضمینها، بیمه، تعلیق، فسخ و حل اختلاف مطرح میشوند.
به همین دلیل، صنعت ساخت مجموعهای گسترده از اصطلاحات تخصصی حقوقی و قراردادی دارد. بسیاری از این اصطلاحات در حقوق قراردادها کاربرد عمومی دارند، اما در پروژههای ساخت معنای فنی یا آثار قراردادی خاصی پیدا میکنند.
برای مثال، Claim، Variation، Change Order، EOT، Concurrent Delay، Disruption، Acceleration، Liquidated Damages، Suspension، Termination، Entitlement و Quantum را نمیتوان صرفاً بر اساس ترجمه لغوی آنها تحلیل کرد. در بسیاری از موارد، معنی دقیق یک اصطلاح تابع متن قرارداد، فرم استاندارد مورد استفاده و قانون حاکم است.
در این مقاله، مهمترین اصطلاحات حقوقی قراردادهای پیمانکاری و ساخت را بهصورت موضوعی بررسی میکنیم و برای هر اصطلاح، معادل انگلیسی، مفهوم کاربردی و در موارد مهم، تفاوت آن با اصطلاحات مشابه را توضیح میدهیم.
توجه حقوقی: مطالب این مقاله با هدف آشنایی با اصطلاحات حقوق ساخت ارائه شدهاند و جایگزین بررسی متن قرارداد، قانون حاکم، مقررات لازمالاجرا، رویه قضایی یا مشاوره حقوقی تخصصی نیستند. برخی اصطلاحات، بهویژه اصطلاحات مورد استفاده در FIDIC، NEC و سایر فرمهای استاندارد، معنای قراردادی خاصی دارند و ممکن است میان نسخهها، فرمها و نظامهای حقوقی مختلف تفاوت داشته باشند.ت پیمانکار بسته به نوع قرارداد میتواند شامل اجرا، طراحی، تأمین، مدیریت، تست، راهاندازی، رفع نقص و تحویل پروژه باشد.
مشاوره تخصصی دعاوی نفت و گاز
موسسه حقوقی حامی بینا، مرجع تخصصی دعاوی نفت و گاز، آماده طراحی استراتژی دفاع و وکالت مؤثر برای حل اختلافات شماست.
فهرست سریع اصطلاحات حقوق ساخت
دسترسی سریع به بخشهای مقاله
- اصطلاحات پایه قرارداد و طرفین
- اسناد قرارداد و دامنه کار
- طراحی و الزامات فنی
- تغییرات و کار اضافی
- Claims و Disputes
- زمان، تأخیر و تمدید مدت
- برنامهریزی و تحلیل تأخیر
- پرداخت، قیمت و هزینه
- تضمینها، نقص و تحویل
- پیمانکار جزء و تأمینکنندگان
- تعلیق، فسخ و خاتمه
- ریسک، مسئولیت و خسارت
- بیمه و مالکیت فکری
- EPC، Design & Build و Turnkey
- اصطلاحات مهم FIDIC
- اصطلاحات مهم NEC
- حل اختلاف، داوری و کارشناسی
- اصطلاحات تخصصی Claims
- تفاوت اصطلاحات مهم حقوق ساخت
- پرسشهای متداول

۱. اصطلاحات پایه قرارداد و طرفین
۱. قرارداد ساخت — Construction Contract
قرارداد ساخت توافقی است که به موجب آن پیمانکار متعهد میشود تمام یا بخشی از طراحی، ساخت، اجرا، نصب، تکمیل یا راهاندازی پروژه را در برابر عوض قراردادی انجام دهد.
بسته به ساختار پروژه، قرارداد میتواند صرفاً شامل عملیات اجرایی باشد یا مجموعهای از طراحی، مهندسی، تأمین، ساخت و راهاندازی را در بر گیرد.
از مدلهای شناختهشده این حوزه میتوان به EPC، Design & Build و Turnkey و نیز قراردادهای سنتی پیمانکاری اشاره کرد.
۲. کارفرما — Employer / Owner / Client
کارفرما شخص یا نهادی است که اجرای پروژه را سفارش میدهد و مطابق قرارداد مسئول انجام تعهدات خود، از جمله پرداخت مبالغ قابل پرداخت است.
تعهدات کارفرما میتواند شامل تحویل کارگاه، ارائه اطلاعات، پرداخت، تصمیمگیری قراردادی، تأییدهای مقرر و همکاری در اجرای پروژه باشد.
۳. پیمانکار — Contractor
پیمانکار شخص حقیقی یا حقوقی است که تمام یا بخشی از اجرای موضوع قرارداد را بر عهده دارد.
دامنه مسئولیت پیمانکار بسته به نوع قرارداد میتواند شامل اجرا، طراحی، تأمین، مدیریت، تست، راهاندازی، رفع نقص و تحویل پروژه باشد.
۴. مشاور — Consultant
مشاور شخص یا شرکت متخصصی است که در زمینه طراحی، نظارت، مدیریت، امور فنی، کنترل کیفیت یا مدیریت قرارداد به کارفرما یا پروژه کمک میکند.
میزان اختیار مشاور باید در قرارداد بهصراحت مشخص شود؛ زیرا صرف عنوان «مشاور» الزاماً به معنی داشتن اختیار صدور دستور الزامآور نیست.
۵. نماینده کارفرما — Employer’s Representative
نماینده کارفرما شخصی است که از سوی کارفرما برای انجام برخی وظایف قراردادی یا اجرایی معرفی میشود.
حدود اختیار این شخص اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اقدام خارج از حدود اختیار میتواند آثار قراردادی متفاوتی داشته باشد.
۶. پیمانکار جزء — Subcontractor
پیمانکار جزء شخص یا شرکتی است که پیمانکار اصلی بخشی از عملیات را به او واگذار میکند.
واگذاری بخشی از عملیات به پیمانکار جزء لزوماً به معنی انتقال مسئولیت پیمانکار اصلی در برابر کارفرما نیست و باید قرارداد اصلی و قرارداد فرعی بهصورت جداگانه بررسی شوند.
۷. تأمینکننده — Supplier
تأمینکننده شخص یا شرکتی است که مصالح، تجهیزات، کالا یا سایر اقلام مورد نیاز پروژه را تأمین میکند.
۲. اسناد قرارداد و دامنه کار
۸. اسناد قرارداد — Contract Documents
اسناد قرارداد مجموعه مدارکی هستند که رابطه قراردادی طرفین را تشکیل میدهند. این اسناد میتوانند شامل قرارداد اصلی، شرایط عمومی، شرایط خصوصی، مشخصات فنی، نقشهها، فهرست مقادیر، پیشنهاد پیمانکار، برنامه زمانی، الزامات کارفرما، الحاقیهها و دستورهای قراردادی باشند.
در قراردادهای پیچیده، تعیین ارتباط و اولویت این اسناد اهمیت زیادی دارد.
۹. ترتیب اولویت اسناد — Priority of Documents
این بند مشخص میکند در صورت وجود تعارض میان اسناد مختلف قرارداد، کدام سند مقدم است.
برای مثال، ممکن است قرارداد ترتیب زیر را مقرر کند:
- الحاقیه قرارداد
- شرایط خصوصی
- شرایط عمومی
- مشخصات فنی
- نقشهها
- فهرست مقادیر
ترتیب دقیق باید از خود قرارداد استخراج شود و نمیتوان یک ترتیب ثابت را برای همه قراردادها در نظر گرفت.
۱۰. شرایط عمومی قرارداد — General Conditions of Contract (GCC)
شرایط عمومی مجموعه مقررات عمومی مربوط به حقوق و تعهدات اصلی طرفین است که در بسیاری از فرمهای استاندارد قرارداد استفاده میشود.
۱۱. شرایط خصوصی قرارداد — Particular Conditions of Contract (PCC)
شرایط خصوصی مقررات اختصاصی پروژه هستند که برای اصلاح، تکمیل یا جایگزینی بخشهایی از شرایط عمومی تنظیم میشوند.
در قراردادهای استاندارد، هماهنگی شرایط خصوصی با شرایط عمومی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اصلاح یک بند ممکن است بر بندهای دیگر نیز اثر بگذارد.
۱۲. موضوع قرارداد — Scope of Contract
Scope of Contract مجموعه کارها، خدمات و تعهداتی است که پیمانکار طبق قرارداد موظف به انجام آنهاست.
۱۳. محدوده کار — Scope of Work
Scope of Work بیان دقیقتری از فعالیتهای قابل انجام توسط پیمانکار است و در تشخیص اینکه یک کار داخل یا خارج از تعهدات اولیه قرار دارد اهمیت اساسی دارد.
۱۴. کار خارج از محدوده — Out-of-Scope Work
کاری است که بر اساس اسناد قرارداد در محدوده اولیه تعهدات پیمانکار قرار نمیگیرد.
تشخیص این موضوع معمولاً نیازمند بررسی قرارداد، نقشهها، مشخصات فنی، فهرست مقادیر و سایر اسناد است.
۳. طراحی و الزامات فنی
۱۵. طراحی — Design
Design مجموعه فعالیتهایی برای تعیین مشخصات فنی، ابعاد، روش اجرا و ویژگیهای عملکردی پروژه است.
در قرارداد سنتی ممکن است طراحی عمدتاً توسط کارفرما یا مشاور تهیه شود، در حالی که در قراردادهای Design & Build و EPC بخش مهمی از طراحی ممکن است به پیمانکار منتقل شود.
۱۶. طراحی تفصیلی — Detailed Design
طراحی تفصیلی شامل نقشهها، محاسبات، مشخصات و مدارک لازم برای اجرای واقعی پروژه است.
۱۷. الزامات کارفرما — Employer’s Requirements (ER)
Employer’s Requirements مجموعه الزامات فنی، عملکردی و قراردادی است که کارفرما برای پروژه تعیین میکند.
این مفهوم بهویژه در قراردادهای Design & Build و EPC اهمیت دارد و میتواند نقش مهمی در تعیین مسئولیت طراحی داشته باشد.
۱۸. پیشنهاد پیمانکار — Contractor’s Proposal
Contractor’s Proposal مجموعه اسناد و پیشنهادهایی است که پیمانکار در فرآیند مناقصه یا مذاکره قراردادی ارائه میکند و حسب قرارداد ممکن است بخشی از مبنای تعهدات وی قرار گیرد.
۱۹. استانداردهای فنی — Technical Standards
استانداردها، مقررات و الزامات فنی مورد الزام پروژه هستند.
قرارداد باید روشن کند چه استانداردهایی اعمال میشوند و در صورت تعارض میان استانداردها، کدام یک اولویت دارد.
۲۰. تناسب برای هدف — Fitness for Purpose
Fitness for Purpose تعهدی است که شخص را ملزم میکند کار، محصول یا سیستم برای هدف مشخصشده در قرارداد مناسب باشد.
شدت این تعهد باید با توجه به متن قرارداد و قانون حاکم سنجیده شود و نباید آن را در تمام نظامهای حقوقی یکسان فرض کرد.
۲۱. مراقبت و مهارت متعارف — Reasonable Skill and Care
این اصطلاح به استاندارد رفتاری حرفهای اشاره دارد که از شخص متعهد انتظار میرود هنگام ارائه خدمات تخصصی رعایت کند.
در قراردادهای طراحی، مهندسی و مشاوره، این استاندارد اهمیت ویژهای دارد.
۴. تغییرات و کار اضافی

۲۲. تغییر — Variation / Change
Variation یا Change به تغییر در محدوده، مقدار، مشخصات، کیفیت، روش یا سایر عناصر کار قراردادی اشاره میکند.
تغییر میتواند موجب افزایش یا کاهش قیمت، مدت یا منابع مورد نیاز شود و یکی از منابع مهم ایجاد Claim در پروژههای ساخت است.
۲۳. دستور تغییر — Variation Order / Change Order
Variation Order یا Change Order معمولاً به دستور یا سند قراردادی مربوط به ایجاد یک تغییر مشخص اشاره میکند.
Variation معمولاً به خود تغییر و Variation Order / Change Order معمولاً به دستور یا سازوکار رسمی ایجاد آن اشاره دارد؛ با این حال، معنی دقیق باید از قرارداد مربوط استخراج شود.
۲۴. کار اضافی — Additional Work
Additional Work کاری است که به ادعای پیمانکار خارج از تعهدات اولیه قرار گرفته و در طول اجرای پروژه درخواست یا واگذار میشود.
اما هر کاری که پیمانکار آن را «اضافی» میداند الزاماً از نظر حقوقی Additional Work نیست. مبنای تشخیص، مقایسه کار موردنظر با Scope و سایر اسناد قرارداد است.
۲۵. دستور کار — Work Instruction
Work Instruction دستوری برای نحوه انجام یک فعالیت مشخص است.
هر دستور کار الزاماً Variation ایجاد نمیکند و باید بررسی شود که آیا دستور صادرشده صرفاً روش اجرای یک تعهد موجود را مشخص کرده یا واقعاً دامنه قرارداد را تغییر داده است.
۲۶. دستور تغییر — Change Directive
Change Directive دستوری است که شخص دارای اختیار قراردادی برای اعمال تغییر صادر میکند.
در برخی قراردادها پیمانکار مکلف است تغییر را اجرا کند و آثار مالی و زمانی آن بعداً ارزیابی شود.
۲۷. کاهش کار — Omission
Omission به حذف تمام یا بخشی از کارهای موضوع قرارداد گفته میشود.
حدود اختیار کارفرما برای حذف کار و امکان واگذاری آن به شخص ثالث باید از قرارداد مشخص شود.
۲۸. تغییر شفاهی — Oral Variation
تغییر شفاهی زمانی رخ میدهد که تغییر بدون دستور رسمی و مکتوب اعلام یا اجرا شود.
اعتبار و آثار چنین تغییری تابع قرارداد، قانون حاکم، رفتار طرفین و ادله قابل استناد است. به همین دلیل، در پروژههای حرفهای بهتر است تغییرات مهم بهصورت کتبی ثبت شوند.
۵. اصطلاحات Claims و Disputes

۲۹. ادعا — Claim
Claim مطالبهای قراردادی یا حقوقی از سوی یکی از طرفین برای دریافت حق، مبلغ، تمدید مدت، جبران هزینه یا سایر آثار قراردادی است.
نمونههای رایج عبارتاند از:
- Extension of Time Claim
- Cost Claim
- Delay Claim
- Variation Claim
- Acceleration Claim
- Suspension Claim
۳۰. اختلاف — Dispute
Dispute زمانی شکل میگیرد که میان طرفین درباره یک موضوع قراردادی اختلاف واقعی ایجاد شود.
Claim ≠ Dispute
Claim یعنی یک طرف مدعی وجود یک حق یا استحقاق است.
Dispute زمانی مطرح میشود که درباره آن حق، مسئولیت، میزان مطالبه یا موضوع قراردادی اختلاف شکل بگیرد.
۳۱. اخطار — Notice
Notice اطلاعرسانی رسمی قراردادی درباره یک رویداد، مطالبه یا موضوع مؤثر بر حقوق طرفین است.
نمونهها عبارتاند از:
- Notice of Claim
- Notice of Delay
- Notice of Variation
۳۲. الزام به اخطار — Notice Requirement
Notice Requirement به الزام قراردادی برای ارسال اخطار در مهلت، قالب یا روش مشخص گفته میشود.
آثار عدم رعایت این الزام باید دقیقاً از متن قرارداد و قانون حاکم بررسی شود.
۳۳. استحقاق — Entitlement
Entitlement پاسخ به این سؤال است که آیا شخص اساساً بر اساس قرارداد یا قانون حق مطالبه موردنظر را دارد یا خیر.
۳۴. میزان مطالبه — Quantum
Quantum میزان مالی یک Claim یا خسارت است.
Entitlement و Quantum چه تفاوتی دارند؟
فرض کنید پیمانکار ادعا میکند مستحق ۳۰ روز تمدید مدت و ۲ میلیون واحد پولی هزینه اضافی است.
- Entitlement: آیا پیمانکار اساساً حق تمدید مدت و دریافت هزینه را دارد؟
- Quantum: اگر حق مطالبه وجود دارد، مبلغ و مدت دقیق چقدر است؟
۶. زمان، تأخیر و تمدید مدت
۳۵. مدت قرارداد — Contract Period
Contract Period دوره زمانی رابطه قراردادی است و باید از مدت اجرای فیزیکی پروژه و Time for Completion تفکیک شود.
۳۶. تاریخ شروع — Commencement Date
Commencement Date تاریخی است که اجرای تعهدات یا عملیات قراردادی از آن آغاز میشود.
این تاریخ بسته به قرارداد ممکن است بر اساس ابلاغ شروع کار، تحویل کارگاه، تحقق شرایط مقدماتی یا تاریخ مشخص قراردادی تعیین شود.
۳۷. مدت تکمیل — Time for Completion
Time for Completion مدت مجاز پیمانکار برای تکمیل کار است.
۳۸. تأخیر — Delay
Delay به عقب افتادن اجرای فعالیت یا تکمیل پروژه نسبت به زمان مقرر یا برنامه قابل اعمال اشاره دارد.
تأخیر میتواند قابل جبران، قابل تمدید، منتسب به کارفرما، منتسب به پیمانکار یا همزمان با عامل تأخیر دیگر باشد.
۳۹. تأخیر قابل جبران — Compensable Delay
تأخیری است که طبق قرارداد یا قانون ممکن است علاوه بر تمدید مدت، استحقاق دریافت هزینه یا خسارت نیز ایجاد کند.
۴۰. تأخیر موجه یا قابل اغماض — Excusable Delay
تأخیری است که طبق ساختار قرارداد موجب نمیشود پیمانکار مسئول آن شناخته شود و ممکن است مبنای تمدید مدت قرار گیرد.
هر Excusable Delay الزاماً Compensable نیست.
۴۱. تأخیر ناشی از پیمانکار — Contractor-Caused Delay
تأخیری است که به عملکرد، قصور یا عدم انجام بهموقع تعهدات پیمانکار منتسب میشود.
۴۲. تأخیر ناشی از کارفرما — Employer-Caused Delay
تأخیری است که در نتیجه اقدام یا قصور کارفرما یا اشخاص تحت مسئولیت او ایجاد میشود؛ مانند تأخیر در تحویل کارگاه، ارائه اطلاعات یا برخی تأییدهای قراردادی.
۴۳. تأخیر همزمان — Concurrent Delay
Concurrent Delay زمانی مطرح میشود که دو یا چند عامل تأخیر بهطور همزمان یا با همپوشانی زمانی بر پیشرفت پروژه اثر بگذارند و معمولاً یکی از عوامل به کارفرما و دیگری به پیمانکار منتسب باشد.
آثار حقوقی Concurrent Delay به متن قرارداد، قانون حاکم و نحوه تحلیل زمانی پرونده بستگی دارد.
۴۴. تمدید مدت — Extension of Time (EOT)
Extension of Time یا EOT به افزایش مدت قراردادی برای تکمیل پروژه گفته میشود.
EOT ممکن است در شرایط مقرر قرارداد، بر اثر تغییرات، تأخیر کارفرما، تعلیق یا برخی رویدادهای خارج از کنترل به پیمانکار تعلق بگیرد.
۴۵. تسریع — Acceleration
Acceleration به اقداماتی گفته میشود که با هدف زودتر تمام کردن کار یا کاهش آثار تأخیر انجام میشوند.
۴۶. دستور تسریع — Acceleration Instruction
Acceleration Instruction دستوری برای افزایش سرعت اجرای کار، افزایش منابع، تغییر روش اجرا یا استفاده از شیفتهای بیشتر است.
۴۷. هزینه تسریع — Acceleration Costs
هزینههایی است که در نتیجه تلاش برای تسریع پروژه ایجاد میشوند؛ مانند اضافهکاری، نیروی انسانی اضافی، تجهیزات بیشتر، شیفتهای اضافی، حمل سریعتر یا هزینههای مدیریتی اضافی.

۷. برنامهریزی و تحلیل تأخیر
۴۸. مسیر بحرانی — Critical Path
Critical Path زنجیرهای از فعالیتهای وابسته است که در شرایط و برنامه مورد تحلیل، تأخیر در آن میتواند تاریخ تکمیل پروژه را تحت تأثیر قرار دهد.
۴۹. شناوری — Float
Float مدت زمانی است که یک فعالیت میتواند، با توجه به محدودیتهای برنامه، بدون ایجاد اثر مشخص بر تاریخهای موردنظر به تأخیر بیفتد.
از مفاهیم مرتبط میتوان به Total Float و Free Float اشاره کرد.
۵۰. برنامه زمانی — Programme / Schedule
Programme یا Schedule برنامه اجرای پروژه است که فعالیتها، مدت، توالی و روابط میان آنها را نشان میدهد.
۵۱. برنامه مبنا — Baseline Programme
Baseline Programme برنامهای است که مبنای قراردادی یا مدیریتی برای سنجش عملکرد زمانی پروژه قرار میگیرد.
۵۲. بهروزرسانی برنامه — Schedule Update
Schedule Update نسخه بهروزشده برنامه است که وضعیت واقعی اجرای پروژه را در تاریخ مشخص نشان میدهد.
۵۳. برنامه جبرانی — Recovery Schedule
Recovery Schedule برنامهای است که برای جبران عقبماندگی و بازگرداندن پروژه به مسیر هدف تهیه میشود.
۵۴. تحلیل تأخیر — Delay Analysis
Delay Analysis فرآیند بررسی علت، زمان وقوع و اثر یک یا چند رویداد بر برنامه پروژه است.
روشهای مختلفی برای تحلیل تأخیر مورد استفاده قرار میگیرند، از جمله:
- As-Planned vs As-Built
- Impacted As-Planned
- Time Impact Analysis
- Windows Analysis
- Time Slice Analysis
- Collapsed As-Built
انتخاب روش مناسب باید متناسب با اسناد موجود، کیفیت برنامههای زمانی، ماهیت پروژه و شرایط پرونده انجام شود.
۵۵. تحلیل اثر زمانی — Time Impact Analysis (TIA)
Time Impact Analysis روشی برای بررسی اثر یک رویداد مشخص بر برنامه زمانی پروژه است و در تحلیل برخی تغییرات و رویدادهای تأخیر کاربرد دارد.
۵۶. ثبت روزانه پروژه — Daily Site Records
سوابق روزانه پروژه شامل اطلاعاتی مانند نیروی انسانی، تجهیزات، فعالیتهای انجامشده، توقفها، شرایط کارگاه، دستورات، حوادث و رویدادهای مهم است.
این اسناد در دعاوی ساخت میتوانند برای بازسازی وقایع و اثبات زمان و شرایط وقوع رویدادها ارزش زیادی داشته باشند.
۵۷. گزارش پیشرفت — Progress Report
Progress Report گزارشی است که وضعیت پیشرفت پروژه را در بازه زمانی مشخص نشان میدهد.
۵۸. صورتجلسه — Minutes of Meeting (MOM)
Minutes of Meeting گزارش مذاکرات، تصمیمات، اقدامات و مسئولیتهای تعیینشده در جلسات پروژه است.
۵۹. سوابق پروژه — Project Records
Project Records مجموعه اسناد مرتبط با اجرای پروژه، مانند مکاتبات، صورتجلسات، برنامهها، گزارشها، صورتوضعیتها، نقشهها، دستورها و عکسها است.
۶۰. مدارک همزمان — Contemporary Records
Contemporary Records اسنادی هستند که در زمان وقوع یک رویداد یا نزدیک به آن ایجاد شدهاند.
در دعاوی ساخت، این اسناد میتوانند برای بازسازی وقایع پروژه و ارزیابی Claims اهمیت اثباتی زیادی داشته باشند.
۸. پرداخت، قیمت و هزینه
۶۱. مبلغ قرارداد — Contract Price
Contract Price مبلغی است که طبق قرارداد در قبال انجام تعهدات پیمانکار پرداخت میشود.
۶۲. مبلغ مقطوع — Lump Sum
در قرارداد Lump Sum قیمت انجام موضوع مشخص قرارداد بهصورت یک مبلغ یا مبنای مالی مقطوع تعیین میشود.
مقطوع بودن مبلغ الزاماً به معنی انتقال تمام ریسک افزایش هزینه به پیمانکار نیست و سایر مقررات قرارداد باید بررسی شوند.
۶۳. قرارداد هزینه بهعلاوه — Cost Plus Contract
در این ساختار، هزینههای واجد شرایط پیمانکار بهعلاوه Fee یا حقالزحمه قراردادی پرداخت میشوند.
۶۴. زمان و مصالح — Time and Materials (T&M)
در قرارداد Time and Materials، پرداخت بر اساس زمان صرفشده و مصالح یا منابع مصرفشده انجام میشود.
۶۵. تعدیل قیمت — Price Adjustment
Price Adjustment سازوکاری برای تعدیل مبلغ قرارداد بر اساس فرمول، شاخص یا سایر مبانی مورد توافق طرفین است.
۶۶. افزایش قیمت — Escalation
Escalation به افزایش هزینهها یا قیمتها در طول اجرای پروژه اشاره دارد و در صورت وجود سازوکار قراردادی میتواند مبنای مطالبه قرار گیرد.
۶۷. هزینه مستقیم — Direct Cost
هزینهای است که مستقیماً به فعالیت یا بخش مشخصی از پروژه قابل انتساب است؛ مانند دستمزد نیروی اجرایی، مصالح، ماشینآلات یا حمل مستقیم.
۶۸. هزینه غیرمستقیم — Indirect Cost
هزینهای است که مستقیماً به یک فعالیت منفرد قابل انتساب نیست، اما در نتیجه اجرای پروژه ایجاد میشود.
۶۹. سربار — Overhead
Overhead هزینههای عمومی اداره پروژه یا کسبوکار است که لزوماً مستقیماً به یک فعالیت مشخص اجرایی منتسب نمیشود.
۷۰. مبلغ علیالحساب — Provisional Sum
Provisional Sum مبلغی است که برای کار، خدمت یا اقلامی پیشبینی میشود که در زمان انعقاد قرارداد مقدار یا ماهیت دقیق آنها هنوز مشخص نیست.
۷۱. کار روزمزدی — Daywork
Daywork روش قیمتگذاری و پرداخت برای کارهایی است که قیمتگذاری آنها بر مبنای مقادیر معمول قرارداد دشوار است.
۷۲. صورتوضعیت / گواهی پرداخت موقت — Interim Payment Certificate (IPC)
IPC سندی است که طبق سازوکار قرارداد، مبلغ قابل پرداخت در یک دوره یا مرحله مشخص را تعیین یا تأیید میکند.
۷۳. پیشپرداخت — Advance Payment
Advance Payment مبلغی است که طبق شرایط قرارداد پیش از انجام کامل کار به پیمانکار پرداخت میشود.
۷۴. پرداخت نهایی — Final Payment
Final Payment پرداختی است که پس از تکمیل فرآیندهای قراردادی و تسویه حسابهای لازم انجام میشود.
۹. تضمینها، نقص و تحویل
۷۵. تضمین — Security / Guarantee
Security یا Guarantee ابزار قراردادی یا مالی برای حمایت از اجرای تعهدات طرفین است.
۷۶. تضمین انجام تعهدات — Performance Bond / Performance Guarantee
تضمینی برای حمایت از کارفرما در برابر برخی موارد عدم اجرای تعهدات پیمانکار است.
۷۷. ضمانتنامه پیشپرداخت — Advance Payment Guarantee
تضمینی است که در ارتباط با پرداخت پیشپرداخت ارائه میشود و هدف آن حمایت از بازپرداخت یا استهلاک مبلغ پیشپرداخت طبق شرایط قرارداد است.
۷۸. نقص — Defect
Defect به عدم انطباق کار با الزامات قرارداد، مشخصات فنی، نقشهها، استانداردهای اعمالشده یا الزامات عملکردی اشاره دارد.
۷۹. دوره رفع یا اعلام نقص — Defects Liability Period / Defects Notification Period
این اصطلاحات در فرمها و نظامهای قراردادی مختلف ممکن است دقیقاً یک معنا نداشته باشند و باید مطابق فرم قرارداد مربوط تفسیر شوند.
در FIDIC اصطلاح Defects Notification Period یک مفهوم قراردادی مشخص است و شرایط آغاز و مدت آن از متن قرارداد مربوط استخراج میشود.
۸۰. اخطار رفع نقص — Notice to Correct
Notice to Correct اخطاری است که در آن نقص یا عدم انطباق مشخصی اعلام و اصلاح آن در مدت مقرر مطالبه میشود.
۸۱. تحویل — Taking-Over / Provisional Acceptance
Taking-Over یا Provisional Acceptance مرحلهای است که پس از تحقق شرایط قراردادی، کار یا بخش مربوط در اختیار کارفرما قرار میگیرد.
۸۲. تحویل نهایی — Final Acceptance
Final Acceptance مرحلهای است که پس از تکمیل تعهدات، رفع نقایص و تحقق سایر شرایط قراردادی انجام میشود.
۸۳. گواهی تکمیل — Completion Certificate
سندی است که مطابق سازوکار قرارداد، تکمیل پروژه یا بخش مشخصی از آن را تأیید میکند.
۸۴. آزمایشها و بازرسیها — Tests and Inspections
آزمایشها و بازرسیهای مقرر برای بررسی کیفیت، انطباق یا عملکرد کار هستند.
۸۵. آزمایش پس از تکمیل — Tests after Completion
آزمایشهایی هستند که طبق قرارداد ممکن است پس از تکمیل یا تحویل پروژه انجام شوند.
۸۶. راهاندازی — Commissioning
Commissioning فرآیند آمادهسازی، تست و اثبات عملکرد تجهیزات و سیستمها برای بهرهبرداری است.
۸۷. بهرهبرداری — Operation
Operation به مرحله استفاده و بهرهبرداری از پروژه یا تأسیسات تکمیلشده اشاره دارد.
۱۰. خسارت، نقض و مسئولیت
۸۸. خسارت تأخیر — Delay Damages
Delay Damages خسارت مرتبط با تأخیر در اجرای تعهدات است.
۸۹. خسارت تأخیر توافقی — Liquidated Damages (LD)
Liquidated Damages مبلغ یا فرمولی است که طرفین پیشاپیش برای جبران آثار یک تخلف مشخص، معمولاً تأخیر، تعیین میکنند.
این اصطلاح نباید بدون بررسی قانون حاکم، با مفهوم Penalty یکسان تلقی شود.
۹۰. مبلغ توافقی خسارت — Agreed Damages / Contractual Damages
مبلغ یا سازوکاری است که طرفین برای آثار یک تخلف قراردادی تعیین کردهاند. معادل دقیق حقوقی و آثار آن به قانون حاکم بستگی دارد.
۹۱. خسارت — Damages
Damages جبران مالی زیان ناشی از نقض قرارداد یا مسئولیت قانونی است.
۹۲. نقض قرارداد — Breach of Contract
Breach of Contract زمانی رخ میدهد که یکی از طرفین تعهد قراردادی خود را انجام ندهد یا برخلاف مفاد قرارداد عمل کند.
۹۳. نقض اساسی — Material Breach
Material Breach نقضی است که بر اساس قانون حاکم یا متن قرارداد از اهمیت کافی برای ایجاد آثار ویژه برخوردار باشد.
۹۴. محدودیت مسئولیت — Limitation of Liability
Limitation of Liability بندی است که میزان یا نوع مسئولیت مالی یک طرف را محدود میکند.
۹۵. سقف مسئولیت — Liability Cap
Liability Cap حداکثر میزان مسئولیت مالی قراردادی یک طرف است.
۹۶. شرط استثنا — Exclusion Clause
Exclusion Clause بندی است که برخی مسئولیتها یا انواع خسارت را از دامنه مسئولیت قراردادی خارج میکند.
۹۷. جبران خسارت — Indemnity
Indemnity تعهد یک طرف برای جبران برخی زیانها، هزینهها، خسارتها یا مسئولیتهای مشخص طرف دیگر است.
۹۸. خسارت مستقیم — Direct Loss
Direct Loss به زیانی گفته میشود که بهطور مستقیم از رویداد یا نقض موردنظر ناشی میشود.
۹۹. خسارت تبعی — Consequential Loss
Consequential Loss اصطلاحی است که در قراردادهای بینالمللی برای برخی انواع زیانهای غیرمستقیم یا تبعی استفاده میشود.
معنای دقیق آن ممکن است میان نظامهای حقوقی و متن قراردادهای مختلف تفاوت زیادی داشته باشد.
۱۰۰. از دست رفتن سود — Loss of Profit
Loss of Profit مطالبه مربوط به سود از دسترفته است که قابلیت مطالبه آن تابع قرارداد و قانون حاکم است.
۱۰۱. وظیفه کاهش خسارت — Duty to Mitigate
Mitigation به اتخاذ اقدامات معقول برای کاهش زیان یا آثار خسارت اشاره دارد.
۱۰۲. رابطه سببیت — Causation
Causation ارتباط میان رویداد قراردادی و زیان، هزینه یا تأخیر مورد ادعا است.
۱۰۳. قابلیت پیشبینی — Foreseeability
Foreseeability یا قابلیت پیشبینی خسارت در برخی نظامهای حقوقی برای تعیین حدود زیان قابل مطالبه و دامنه مسئولیت قراردادی اهمیت دارد.
۱۱. پیمانکار جزء و سازوکارهای واگذاری
۱۰۴. قرارداد پیمانکار جزء — Subcontract
قراردادی میان پیمانکار اصلی و پیمانکار جزء است.
۱۰۵. واگذاری به پیمانکار جزء — Subcontracting
Subcontracting به واگذاری تمام یا بخشی از عملیات به پیمانکار جزء گفته میشود.
۱۰۶. انتقال حقوق یا قرارداد — Assignment
Assignment به انتقال یک حق، منفعت یا در برخی موارد رابطه قراردادی به شخص ثالث اشاره دارد.
Assignment با Subcontracting یکسان نیست؛ در اولی انتقال حق یا رابطه حقوقی مطرح است و در دومی اجرای بخشی از کار به پیمانکار جزء واگذار میشود.
۱۰۷. قرارداد پشتبهپشت — Back-to-Back Contract
Back-to-Back Arrangement ترتیبی است که در آن برخی تعهدات، ریسکها یا شرایط قرارداد اصلی در قرارداد پاییندستی نیز منعکس میشوند.
صرف استفاده از عنوان Back-to-Back به معنی انتقال خودکار همه تعهدات و ریسکهای قرارداد اصلی نیست.
۱۰۸. پرداخت مشروط به دریافت وجه — Pay-When-Paid
Pay-When-Paid بندی است که زمان پرداخت به پیمانکار جزء را به دریافت وجه توسط پیمانکار اصلی مرتبط میکند.
۱۰۹. پرداخت در صورت پرداخت — Pay-If-Paid
Pay-If-Paid در برخی نظامهای حقوقی شرطی است که دریافت وجه پیمانکار اصلی از کارفرما را بهعنوان شرط پرداخت به پیمانکار جزء مطرح میکند.
اعتبار و اثر این شروط به قانون حاکم وابسته است.
۱۲. تعلیق، فسخ و خاتمه
۱۱۰. تعلیق — Suspension
Suspension به توقف موقت تمام یا بخشی از عملیات قرارداد گفته میشود.
۱۱۱. خاتمه قرارداد — Termination
Termination به پایان دادن به رابطه قراردادی پیش از تکمیل کامل تعهدات اشاره دارد.
نوع و آثار Termination باید بر اساس متن قرارداد و قانون حاکم مشخص شود.
۱۱۲. خاتمه به علت تخلف — Termination for Default
خاتمهای است که در نتیجه تحقق شرایط قراردادی مرتبط با تخلف یا قصور طرف مقابل انجام میشود.
۱۱۳. خاتمه برای مصلحت — Termination for Convenience
در برخی قراردادها، کارفرما میتواند بدون انتساب تخلف به پیمانکار، قرارداد را طبق شرایط مقرر خاتمه دهد.
۱۱۴. اسقاط حق — Waiver
Waiver به صرفنظر کردن از یک حق یا عدم استناد به آن در شرایط خاص اشاره دارد.
۱۱۵. شرط کامل بودن توافق — Entire Agreement Clause
این بند مقرر میکند که قرارداد و اسناد تعیینشده، کل توافق طرفین را تشکیل میدهند، در حدودی که قانون حاکم اجازه دهد.
۱۱۶. اصلاح قرارداد — Amendment
Amendment سند یا توافقی است که متن قرارداد موجود را تغییر یا تکمیل میکند.
۱۱۷. الحاقیه — Addendum / Supplementary Agreement
Addendum یا Supplementary Agreement سندی است که برای اضافه کردن، اصلاح یا تکمیل برخی مقررات قرارداد استفاده میشود.
۱۱۸. شرط عدم تغییر شفاهی — No Oral Modification Clause (NOM)
NOM Clause بندی است که اصلاح قرارداد را به تشریفات مشخص، معمولاً به شکل کتبی و با امضای اشخاص مجاز، منوط میکند.
۱۳. شروط، تعهدات و تفسیر قرارداد
۱۱۹. شرط مقدم — Condition Precedent
شرط یا رویدادی است که تحقق آن پیش از ایجاد یک حق یا تعهد خاص ضروری است.
۱۲۰. شرط صریح — Express Term
شرطی است که صراحتاً در قرارداد درج شده است.
۱۲۱. شرط ضمنی — Implied Term
شرطی است که ممکن است بر اساس قانون، عرف، رویه طرفین یا قواعد تفسیری، بدون درج صریح نیز بخشی از رابطه قراردادی شناخته شود.
۱۲۲. تعهد — Obligation
Obligation وظیفه حقوقی یا قراردادی یک طرف برای انجام یا عدم انجام عملی مشخص است.
۱۲۳. حق — Right / Entitlement
Right یا Entitlement حقی است که به موجب قرارداد یا قانون برای یک طرف ایجاد میشود.
۱۲۴. مسئولیت — Liability
Liability به مسئولیت حقوقی شخص در قبال یک تعهد، زیان، نقض یا رویداد مشخص اشاره دارد.
۱۲۵. تلاش معقول — Reasonable Endeavours
Reasonable Endeavours تعهدی برای انجام اقدامات معقول و متعارف جهت دستیابی به یک نتیجه مشخص است.
۱۲۶. بهترین تلاش — Best Endeavours
Best Endeavours در برخی نظامهای حقوقی میتواند تعهد شدیدتری نسبت به Reasonable Endeavours تلقی شود.
میزان دقیق این تعهد باید از قانون حاکم و متن قرارداد تعیین شود.
۱۲۷. اظهارات و تضمینها — Representations and Warranties
Representations معمولاً به اظهارات درباره واقعیتهای موجود و Warranties به تضمینها یا تعهدات قراردادی مشخص مربوط میشوند.
۱۲۸. حسن نیت — Good Faith
Good Faith یا حسن نیت مفهومی حقوقی است که شناسایی، حدود و آثار آن تابع قانون حاکم است.
۱۲۹. استاپل — Estoppel
Estoppel در برخی نظامهای حقوقی میتواند شخص را در شرایطی از انکار موضع یا نمایشی که طرف مقابل به آن اتکا کرده است منع کند.
۱۳۰. عرف صنعت — Trade Usage / Industry Practice
عرف یا رویه حرفهای صنعت ساخت است که در شرایط مقرر ممکن است در تفسیر قرارداد یا رفتار طرفین مورد استناد قرار گیرد.
۱۳۱. تفسیر قرارداد — Contract Interpretation
Contract Interpretation فرآیند تعیین معنای حقوقی مفاد قرارداد با توجه به متن، ساختار، اسناد، قانون حاکم و سایر قواعد تفسیری قابل اعمال است.
۱۳۲. تعارض اسناد — Conflict of Documents
Conflict of Documents زمانی رخ میدهد که دو یا چند سند قراردادی مفاد ناسازگار داشته باشند.
۱۴. ریسک، بیمه و مالکیت فکری
۱۳۳. ریسک — Risk
Risk احتمال وقوع رویدادی است که میتواند بر هزینه، زمان، کیفیت، ایمنی یا محدوده پروژه اثر بگذارد.
۱۳۴. تخصیص ریسک — Risk Allocation
Risk Allocation تعیین میکند آثار یک رویداد مشخص طبق قرارداد بر عهده کدام طرف خواهد بود.
تخصیص ریسک یکی از مهمترین موضوعات مذاکره و طراحی قرارداد ساخت است.
۱۳۵. ریسک طراحی — Design Risk
Design Risk ریسک ناشی از خطا، نقص، عدم کفایت یا عدم انطباق طراحی است.
۱۳۶. بیمه — Insurance
قراردادهای ساخت ممکن است الزام به بیمههایی مانند مسئولیت مدنی، تجهیزات، حمل یا تمام خطر پیمانکار داشته باشند.
۱۳۷. بیمه تمام خطر پیمانکار — Contractor’s All Risks (CAR)
CAR نوعی پوشش بیمهای رایج در پروژههای ساخت است که مطابق شرایط بیمهنامه مجموعهای از خطرات پروژه را پوشش میدهد.
۱۳۸. مسئولیت اشخاص ثالث — Third-Party Liability
Third-Party Liability به مسئولیت طرف قرارداد در برابر اشخاصی غیر از طرفین قرارداد اشاره دارد.
۱۳۹. خسارت به اموال — Property Damage
Property Damage به خسارت واردشده به اموال اشاره دارد که ممکن است موضوع مسئولیت قراردادی یا پوشش بیمهای باشد.
۱۴۰. مالکیت فکری — Intellectual Property (IP)
حقوق مالکیت فکری شامل حقوق مربوط به طراحیها، نقشهها، نرمافزارها، اختراعات، علائم و سایر آثار فکری است.
در قراردادهای ساخت باید مالکیت و حق استفاده از اسناد و طراحیهای پروژه مشخص شود.
۱۴۱. محرمانگی — Confidentiality
Confidentiality تعهد طرفین به حفظ و عدم افشای اطلاعات محرمانه در حدود مقرر قرارداد است.
۱۵. قراردادهای EPC، Design & Build و Turnkey
۱۴۲. قرارداد مهندسی، تأمین و ساخت — Engineering, Procurement and Construction (EPC)
EPC قراردادی است که در آن پیمانکار معمولاً مسئولیت مهندسی، تأمین و ساخت پروژه را بر عهده میگیرد.
در ساختارهای EPC، بسته به مفاد قرارداد، ریسکهای قابل توجهی در حوزه طراحی، تأمین، زمان، قیمت و عملکرد پروژه میتوانند به پیمانکار منتقل شوند.
۱۴۳. قرارداد طراحی و ساخت — Design and Build (D&B)
در این مدل، یک طرف، معمولاً پیمانکار، هم طراحی و هم اجرای پروژه را بر عهده میگیرد.
۱۴۴. قرارداد کلید در دست — Turnkey Contract
Turnkey ساختاری است که در آن پیمانکار مسئولیت گستردهای برای طراحی، تأمین، ساخت، تکمیل و تحویل پروژه آماده بهرهبرداری بر عهده دارد.
۱۴۵. مدیریت ساخت — Construction Management
Construction Management مدلی است که در آن مدیر ساخت یا مدیر پروژه وظایف مدیریتی و هماهنگی پروژه را انجام میدهد و حدود مسئولیت او نسبت به اجرای مستقیم عملیات به ساختار قرارداد بستگی دارد.
۱۴۶. مدیریت پیمان — Management Contracting
Management Contracting مدلی برای سازماندهی و مدیریت اجرای پروژه است که در آن نقش مدیر و رابطه او با پیمانکاران و سایر طرفها باید صریحاً مشخص شود.
۱۶. اصطلاحات مهم FIDIC
اصطلاحات FIDIC را نباید بدون اشاره به نسخه و کتاب مربوط، بهعنوان تعاریف جهانی حقوق ساخت در نظر گرفت. برای نمونه، FIDIC در فرمهای 1999 خود اصطلاحات مشخصی مانند Commencement Date، Time for Completion، Taking-Over Certificate، Defects Notification Period، Performance Certificate، Variations، Provisional Sums، Daywork، Interim Payment Certificate، Suspension و Termination را در ساختار قراردادی خود به کار میبرد.
۱۴۷. شرایط FIDIC — FIDIC Conditions of Contract
FIDIC مجموعهای از فرمهای استاندارد قراردادی برای انواع مختلف پروژههای ساخت، طراحی، EPC و سایر ساختارهای قراردادی است.
۱۴۸. Taking-Over Certificate
Taking-Over Certificate گواهی مربوط به تحویل پروژه یا بخش مربوط طبق سازوکار قرارداد است.
۱۴۹. Defects Notification Period (DNP)
Defects Notification Period یا DNP دورهای است که در فرمهای FIDIC برای موضوع اطلاعرسانی و رفع نقایص طبق شرایط قرارداد پیشبینی میشود.
۱۵۰. Performance Certificate
Performance Certificate گواهی مرتبط با تحقق شرایط عملکردی و بستهشدن برخی تعهدات قراردادی در چارچوب فرم مربوط FIDIC است.
۱۵۱. Employer’s Claim
Employer’s Claim مطالبه کارفرما از پیمانکار در مواردی است که قرارداد برای آن حق مطالبه پیشبینی کرده است.
۱۵۲. Engineer
در برخی فرمهای FIDIC، Engineer نقش قراردادی مهمی در اداره و اجرای سازوکارهای قرارداد دارد. حدود اختیارات او باید از فرم و شرایط قراردادی مربوط استخراج شود.
۱۵۳. Dispute Avoidance / Adjudication Board — DAAB
در ساختار برخی فرمهای جدید FIDIC، DAAB یا Dispute Avoidance/Adjudication Board برای پیشگیری و رسیدگی قراردادی به اختلافات مورد استفاده قرار میگیرد.
عنوان و ساختار این نهاد باید بر اساس نسخه و فرم مورد استفاده بررسی شود.
۱۷. اصطلاحات مهم NEC
۱۵۴. Compensation Event
در قراردادهای NEC، Compensation Event یک سازوکار قراردادی خاص برای برخی رویدادهایی است که طبق قرارداد میتوانند بر قیمت، تاریخ تکمیل یا سایر تاریخهای قراردادی اثر بگذارند.
۱۵۵. Accepted Programme
Accepted Programme در ساختار NEC برنامهای است که طبق فرآیند قراردادی ارائه و پذیرفته میشود و نقش مهمی در مدیریت و ارزیابی زمان پروژه دارد.
۱۵۶. Defined Cost
Defined Cost اصطلاح قراردادی در NEC است که برای ارزیابی برخی هزینههای قابل شناسایی در ساختار قرارداد استفاده میشود.
۱۵۷. Project Manager
Project Manager در ساختار NEC یک نقش قراردادی مشخص است که وظایف و اختیارات آن از متن قرارداد ناشی میشود.
۱۵۸. Early Warning
Early Warning سازوکاری برای اطلاع زودهنگام از رخدادهایی است که میتوانند هزینه، زمان یا عملکرد پروژه را تحت تأثیر قرار دهند.
NEC در منابع رسمی خود Accepted Programme، Compensation Events و Defined Cost را بهعنوان اصطلاحات و سازوکارهای مشخص قراردادی معرفی میکند.
۱۸. حل اختلاف و رسیدگی تخصصی

۱۵۹. حل اختلاف — Dispute Resolution
Dispute Resolution مجموعه روشهایی است که برای حل اختلافات قراردادی استفاده میشود؛ از جمله مذاکره، میانجیگری، کارشناسی، هیأت حل اختلاف، داوری و رسیدگی قضایی.
۱۶۰. مذاکره — Negotiation
Negotiation سادهترین روش حل اختلاف است که در آن طرفین مستقیماً برای رسیدن به توافق مذاکره میکنند.
۱۶۱. میانجیگری — Mediation
Mediation روشی است که در آن شخص ثالث بیطرف به طرفین برای دستیابی به توافق کمک میکند و معمولاً اختیار صدور رأی الزامآور ندارد.
۱۶۲. داوری — Arbitration
Arbitration روش خصوصی حل اختلاف است که در آن اختلاف توسط داور یا هیأت داوری رسیدگی میشود.
۱۶۳. شرط داوری — Arbitration Clause
Arbitration Clause توافق قراردادی برای ارجاع اختلافات به داوری است.
یک شرط داوری حرفهای بهتر است تا حد امکان موضوعات مهمی مانند دامنه اختلافات، تعداد داوران، نحوه انتخاب، مقر داوری، زبان و سایر جزئیات لازم را روشن کند.
۱۶۴. قانون حاکم — Governing Law
Governing Law قانونی است که طرفین برای حاکمیت بر قرارداد انتخاب کردهاند یا در صورت عدم انتخاب، قانونی که طبق قواعد قابل اعمال تعیین میشود.
۱۶۵. صلاحیت قضایی — Jurisdiction
Jurisdiction مشخص میکند کدام دادگاه یا مرجع قضایی صلاحیت رسیدگی به دعوا را دارد.
۱۶۶. مقر داوری — Seat of Arbitration
Seat of Arbitration مفهوم حقوقی مهمی است که چارچوب حقوقی و قضایی داوری را تعیین میکند.
مقر داوری با محل فیزیکی برگزاری جلسات داوری یکسان نیست.
۱۶۷. محل برگزاری — Venue of Arbitration
Venue به محل فیزیکی برگزاری جلسات یا اقدامات داوری اشاره دارد.
۱۶۸. کارشناسی تعیینکننده — Expert Determination
Expert Determination روشی است که در آن یک متخصص درباره موضوعی فنی، مالی یا تخصصی اظهارنظر یا تصمیم ارائه میکند.
۱۶۹. هیأت حل اختلاف — Dispute Adjudication Board (DAB)
DAB هیأتی قراردادی برای رسیدگی به اختلافات پروژه در برخی فرمهای استاندارد است.
۱۷۰. کارشناس خسارت — Quantum Expert
Quantum Expert متخصص ارزیابی آثار مالی Claims و خسارتها است.
۱۷۱. کارشناس تأخیر — Delay Expert
Delay Expert متخصص بررسی زمان، برنامه و آثار تأخیر در پروژه است.
۱۷۲. کارشناس فنی — Technical Expert
Technical Expert متخصص اظهارنظر درباره طراحی، کیفیت، تجهیزات، روش اجرا و سایر موضوعات فنی پروژه است.
۱۷۳. شاهد متخصص — Expert Witness
Expert Witness شخصی متخصص است که برای ارائه نظر کارشناسی در رسیدگی قضایی یا داوری مورد استفاده قرار میگیرد.
۱۹. اصطلاحات تخصصی Claims
۱۷۴. ادعای پیمانکار — Contractor’s Claim
Contractor’s Claim مطالبه پیمانکار برای دریافت حق قراردادی یا قانونی است.
۱۷۵. ادعای هزینه — Cost Claim
Cost Claim مطالبه هزینههایی است که پیمانکار آنها را طبق قرارداد یا قانون قابل جبران میداند.
۱۷۶. ادعای تمدید مدت — Extension of Time Claim
Extension of Time Claim مطالبه افزایش مدت تکمیل پروژه بر مبنای یک رویداد قابل تمدید است.
۱۷۷. ادعای افزایش قیمت — Escalation Claim
Escalation Claim مطالبهای مرتبط با افزایش هزینهها یا قیمتها در مواردی است که قرارداد مبنای آن را فراهم کرده باشد.
۱۷۸. ادعای اختلال — Disruption Claim
Disruption Claim مطالبهای مرتبط با کاهش بهرهوری، افزایش هزینه یا برهم خوردن روش عادی اجرای کار است و ممکن است حتی بدون تأخیر نهایی پروژه نیز مطرح شود.
۱۷۹. کاهش بهرهوری — Loss of Productivity
Loss of Productivity زمانی مطرح میشود که پیمانکار به دلیل عواملی مانند تغییرات گسترده، ازدحام کارگاه، تداخل فعالیتها یا سایر اختلالات نتواند با بهرهوری پیشبینیشده کار کند.
۱۸۰. رویداد جبرانپذیر — Compensation Event / Compensable Event
این اصطلاح باید با توجه به فرم قراردادی تعریف شود. در ساختار NEC، Compensation Event یک مفهوم قراردادی مشخص است و میتواند طبق شرایط قرارداد موجب تغییر در قیمت، زمان یا سایر تاریخهای موردنظر شود.
تفاوت مهمترین اصطلاحات حقوق ساخت
بسیاری از اختلافات در پروژههای ساخت از شباهت ظاهری اصطلاحات ناشی میشوند. در ادامه، مهمترین تفاوتها را بهصورت خلاصه میبینیم.
تفاوت Claim و Dispute
| اصطلاح | مفهوم |
|---|---|
| Claim | ادعا یا مطالبه یک حق، مبلغ، هزینه یا تمدید مدت |
| Dispute | اختلاف واقعی درباره حق، مسئولیت، مبلغ یا موضوع قراردادی |
تفاوت Variation و Change Order
| اصطلاح | مفهوم غالب |
|---|---|
| Variation / Change | خود تغییر در کار یا شرایط قرارداد |
| Variation Order / Change Order | دستور یا سند مربوط به ایجاد یا اجرای تغییر |
تفاوت Delay و Disruption
Delay بیشتر بر اثر زمانی و عقبافتادگی تمرکز دارد؛ در حالی که Disruption بیشتر به اختلال در روش عادی اجرا، کاهش بهرهوری و افزایش هزینه مربوط میشود.
تفاوت EOT و Delay Damages
EOT به افزایش مدت مجاز تکمیل پروژه مربوط است؛ در حالی که Delay Damages به خسارت ناشی از تأخیر مربوط میشود.
تفاوت Liquidated Damages و Penalty
این دو اصطلاح در تمام نظامهای حقوقی یکسان تفسیر نمیشوند. بنابراین نباید تنها با تکیه بر ترجمه لغوی آنها نتیجه حقوقی گرفت.
تفاوت Additional Work و Out-of-Scope Work
Additional Work بر کاری تمرکز دارد که بهعنوان کار اضافه مطرح میشود؛ در حالی که Out-of-Scope Work بر این پرسش تمرکز دارد که آیا کار موردنظر اساساً در محدوده اولیه قرارداد قرار دارد یا خیر.
تفاوت Assignment و Subcontracting
Assignment به انتقال حق یا رابطه حقوقی به شخص ثالث مربوط میشود، در حالی که Subcontracting به واگذاری اجرای بخشی از کار به پیمانکار جزء مربوط است.
تفاوت Suspension و Termination
Suspension توقف موقت عملیات است؛ در حالی که Termination به پایان دادن به رابطه قراردادی طبق سازوکار مقرر اشاره دارد.
تفاوت Entitlement و Quantum
Entitlement پاسخ میدهد که آیا حق مطالبه وجود دارد؛ Quantum مشخص میکند میزان مطالبه چقدر است.
تفاوت Critical Path و Float
Critical Path زنجیرهای از فعالیتهای تعیینکننده زمان تکمیل پروژه در تحلیل مربوط است؛ در حالی که Float میزان ظرفیت زمانی قابل استفاده یک فعالیت یا مسیر است.
تفاوت Acceleration و Mitigation
Acceleration با هدف افزایش سرعت اجرای پروژه انجام میشود؛ در حالی که Mitigation به اقدامات معقول برای کاهش زیان یا آثار خسارت اشاره دارد.
نکتهای درباره اصطلاحات حقوق قرارداد در حقوق ایران
بخشی از اصطلاحات این مقاله، مانند Claim، EOT، Variation و DAAB، عمدتاً از ادبیات قراردادهای بینالمللی و فرمهای استاندارد ساخت گرفته شدهاند و نمیتوان آنها را بدون بررسی، معادل دقیق یک نهاد حقوقی در حقوق ایران دانست.
در قراردادهایی که قانون ایران بر آنها حاکم است، باید اصطلاحات قراردادی در کنار مقررات قانون مدنی و سایر قوانین لازمالاجرا تفسیر شوند. برای نمونه، ماده ۱۰ قانون مدنی درباره نفوذ قراردادهای خصوصی در حدود مقرر قانون، ماده ۲۱۹ درباره لازمالاتباع بودن عقود واقعشده مطابق قانون، و ماده ۲۳۰ درباره خسارت قراردادی مورد استناد قرار میگیرند. متن و شرایط اعمال این مقررات باید متناسب با موضوع قرارداد و وضعیت پرونده بررسی شود.
نکته مهم: معادلسازی اصطلاحات حقوق ساخت با اصطلاحات حقوق ایران باید با احتیاط انجام شود. عبارت انگلیسی یک قرارداد الزاماً معادل یک عنوان حقوقی مشخص در قانون ایران نیست و آثار آن باید از متن قرارداد، قانون حاکم و در صورت لزوم رویه قضایی استخراج شود.
پرسشهای متداول درباره اصطلاحات حقوق ساخت
Claim در قرارداد پیمانکاری چیست؟
Claim ادعای قراردادی یا حقوقی یکی از طرفین برای مطالبه حق، مبلغ، هزینه، تمدید مدت یا سایر آثار قراردادی است.
تفاوت Claim و Dispute چیست؟
Claim یک مطالبه است؛ Dispute زمانی شکل میگیرد که درباره آن مطالبه یا موضوع قراردادی اختلاف واقعی ایجاد شود.
EOT چیست؟
EOT مخفف Extension of Time و به معنای تمدید مدت قراردادی برای تکمیل پروژه است.
Concurrent Delay چیست؟
Concurrent Delay به وضعیتی اشاره دارد که دو یا چند عامل تأخیر با همپوشانی زمانی بر پروژه اثر میگذارند. آثار حقوقی آن به قرارداد، قانون حاکم و روش تحلیل زمانی بستگی دارد.
Variation Order چیست؟
Variation Order یا Change Order معمولاً دستور یا سندی برای اعمال یک تغییر در محدوده، مقدار، مشخصات یا سایر عناصر کار است.
Quantum چیست؟
Quantum به میزان مالی یک Claim یا خسارت اشاره دارد.
آیا EOT همان خسارت تأخیر است؟
خیر. EOT مربوط به افزایش مدت مجاز است، در حالی که Delay Damages به خسارت مربوط به تأخیر اشاره دارد.
آیا همه اصطلاحات FIDIC در همه قراردادهای FIDIC یکسان هستند؟
خیر. کتاب، ویرایش، شرایط خصوصی و سایر اسناد قرارداد میتوانند بر معنی و کاربرد اصطلاحات اثر بگذارند.
Compensation Event چیست؟
در NEC، Compensation Event یک سازوکار قراردادی مشخص برای رسیدگی به برخی رویدادهایی است که میتوانند طبق قرارداد بر قیمت، زمان یا تاریخهای قراردادی اثر بگذارند.
جمعبندی
قراردادهای ساخت دارای زبان تخصصی ویژهای هستند و در بسیاری از پروژهها، اختلاف نه صرفاً از نبود یک بند، بلکه از ابهام در معنی اصطلاحات، ناسازگاری میان اسناد و مشخص نبودن آثار حقوقی یک رویداد شکل میگیرد.
درک تفاوت میان اصطلاحاتی مانند Claim و Dispute، Variation و Change Order، Delay و Disruption، EOT و Delay Damages، Liquidated Damages و Penalty، Additional Work و Out-of-Scope Work، Assignment و Subcontracting، Suspension و Termination، Entitlement و Quantum، Critical Path و Float و Acceleration و Mitigation برای مدیران قرارداد، پیمانکاران، کارفرمایان، مشاوران، کارشناسان Claims، کارشناسان تأخیر و وکلای حوزه ساخت اهمیت عملی دارد.
در قراردادهای حرفهای، بهتر است اصطلاحات کلیدی در بخش Definitions با دقت تعریف شوند، ارتباط میان اسناد روشن باشد، سازوکار Notice و Claim مشخص شود و آثار رویدادهایی مانند تغییر، تأخیر، تعلیق، تسریع و فسخ از قبل تعیین شوند.
همچنین در قراردادهای بینالمللی، استفاده از اصطلاحات انگلیسی بدون توجه به فرم قراردادی، نسخه قرارداد و قانون حاکم میتواند منجر به برداشت نادرست شود. اصطلاحات FIDIC و NEC باید در چارچوب متن قراردادی مربوط بررسی شوند. FIDIC و NEC در اسناد و واژهنامههای رسمی خود برای بسیاری از این اصطلاحات، کاربرد قراردادی مشخصی دارند.
در نهایت، هدف یک قرارداد ساخت حرفهای فقط تعیین قیمت و مدت نیست؛ بلکه ایجاد یک زبان قراردادی روشن و قابل تفسیر میان همه اشخاص پروژه است؛ زبانی که در آن اصطلاحاتی مانند Claim، Variation، EOT، Delay، Acceleration، Suspension، Termination، Liquidated Damages و Dispute دارای معنای روشن، منسجم و قابل اجرا باشند.
منابع و مراجع حقوق ساخت
رسول اوجاقلو
رسول اوجاقلو، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کانون وکلای دادگستری مرکز، از سال 1384 با سابقه وکالت تخصصی در حوزه دعاوی پیمانکاری مشغول به فعالیت هستند. او دارای مدرک کارشناس ارشد حقوق خصوصی و به عنوان نویسنده دو کتاب برجسته در زمینه حقوق قراردادها شناخته میشود.
مطالب زیر را حتما بخوانید
-
مراحل حقوقی تنظیم یک قرارداد ساخت استاندارد
46 بازدید
-
مراحل توسعه پروژه از منظر حقوق ساخت و مدیریت قرارداد
32 بازدید
-
زمان شناوری (Float) در قراردادهای ساخت و پیمانکاری
34 بازدید
-
انواع گواهیهای قراردادهای ساخت و آثار حقوقی آنها
1.55k بازدید
-
کتاب زمردی فیدیک، راهنمای جامع قراردادهای پروژههای زیرزمینی
1.5k بازدید
-
تفاوت GDR و GBR در کتاب زمردی فیدیک؛ راهنمای تخصیص ریسک
1.46k بازدید
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.