زمان شناوری (Float) در قراردادهای ساخت و پیمانکاری
فهرست مطالب
مشاوره تخصصی قراردادها و دعاوی پیمانکاری
تحلیل تأخیر، مسیر بحرانی، تمدید مدت و آثار قراردادی Float در پروندههای واقعی نیازمند بررسی همزمان قرارداد، برنامه زمانبندی و سوابق اجرایی پروژه است.
مقدمه
در پروژههای ساختمانی، عمرانی، نفت و گاز، پتروشیمی، نیروگاهی و پروژههای
EPC (مهندسی، تأمین کالا و تجهیزات و ساخت – Engineering, Procurement and Construction)،
زمان یکی از مهمترین ارکان قرارداد محسوب میشود. تعیین
مدت پیمان (Contract Time)،
تاریخ شروع (Commencement Date)،
مدت تکمیل (Time for Completion)،
تاریخ تکمیل (Completion Date)
و سازوکار جبران تأخیر، بخش مهمی از نظام تخصیص ریسک میان کارفرما و پیمانکار را تشکیل میدهد.
با این حال، برنامه زمانبندی پروژه صرفاً مجموعهای از تاریخهای شروع و پایان نیست.
فعالیتهای مختلف از طریق روابط منطقی به یکدیگر متصل میشوند و برخی فعالیتها دارای ظرفیت زمانی هستند
که اجازه میدهد اجرای آنها برای مدت معینی جابهجا یا با تأخیر مواجه شود، بدون آنکه الزاماً
تاریخ تکمیل پروژه (Project Completion Date) تغییر کند.
این ظرفیت زمانی در ادبیات مدیریت پروژه و تحلیل برنامه زمانبندی،
زمان شناوری (Float) نامیده میشود.
زمان شناوری در نگاه نخست یک مفهوم فنی در
برنامهریزی و کنترل پروژه (Project Planning and Scheduling)
است، اما در دعاوی پیمانکاری میتواند آثار کاملاً حقوقی داشته باشد؛ زیرا مقدار و محل شناوری
ممکن است در تعیین موارد زیر مؤثر باشد:
- استحقاق تمدید مدت (Extension of Time – EOT)؛
- تحقق یا عدم تحقق تأخیر قراردادی (Contractual Delay)؛
- مسئولیت تأخیر کارفرما (Employer Delay)؛
- مسئولیت تأخیر پیمانکار (Contractor Delay)؛
- تأخیر همزمان (Concurrent Delay)؛
- خسارت تأخیر (Delay Damages)؛
- تسریع (Acceleration)؛
- هزینههای طولانیشدن پروژه (Prolongation Costs)؛
- و حتی استحقاق پیمانکار برای مطالبه هزینههای ناشی از حفظ تاریخ تکمیل.
انجمن حقوق ساخت انگلستان، Society of Construction Law (SCL)،
در «پروتکل تأخیر و اختلال» (Delay and Disruption Protocol) از منابع مهم بینالمللی
در این حوزه، این سند را برای راهنمایی طرفین در تعیین تمدید مدت و جبران خسارت ناشی از تأخیر و اختلال تدوین کرده است.
ویرایش دوم این پروتکل در فوریه ۲۰۱۷ منتشر شده است.
(Society of Construction Law)
از سوی دیگر، AACE International در «رویه پیشنهادی شماره 29R-03 برای تحلیل قضایی
برنامه زمانبندی» (Recommended Practice 29R-03 – Forensic Schedule Analysis)
اصول و روشهای تخصصی استفاده از روش مسیر بحرانی (Critical Path Method – CPM)
در تحلیل دعاوی زمانی را بررسی میکند. AACE تصریح میکند که این سند یک مرجع فنی برای تحلیل
برنامه زمانبندی است و نباید بدون توجه به شرایط هر پروژه و قرارداد بهصورت مکانیکی اعمال شود.
(AACE International)
از این رو، Float را نباید صرفاً یک عدد در نرمافزارهایی مانند Primavera P6 یا Microsoft Project دانست؛
بلکه باید آن را یک مفهوم فنی دانست که در شرایط خاص میتواند به یک موضوع مهم قراردادی و حقوقی تبدیل شود.
۱. زمان شناوری (Float) چیست؟
در سادهترین تعریف، زمان شناوری (Float) عبارت است از:
مقدار زمانی که یک فعالیت یا مسیر از شبکه زمانبندی میتواند نسبت به زمان برنامهریزیشده خود
جابهجا یا دچار تأخیر شود، بدون آنکه در شرایط مورد تحلیل، یک تاریخ یا موعد تعیینکننده پروژه را به تأخیر بیندازد.
به بیان سادهتر، Float یک حاشیه یا ذخیره زمانی (Time Buffer) در برنامه پروژه است.
برای مثال، فرض کنیم فعالیت «خرید تجهیزات» باید طبق برنامه در روز ۱۰۰ پایان یابد، اما به دلیل روابط موجود
در شبکه، تا روز ۱۱۰ نیز میتواند ادامه پیدا کند بدون اینکه تاریخ تکمیل پروژه تغییر کند.
در این حالت، در یک مدل ساده، فعالیت دارای:
۱۰ روز زمان شناوری (10 Days of Float)
است.
بنابراین باید میان سه مفهوم مهم تفاوت گذاشت:
- تأخیر فعالیت (Activity Delay)
- مصرف زمان شناوری (Float Consumption)
- تأخیر در تکمیل پروژه (Delay to Project Completion)
این سه مفهوم الزاماً یکسان نیستند.
۲. آیا هر تأخیر در فعالیت، تأخیر پروژه محسوب میشود؟
خیر.
این یکی از مهمترین اصول تحلیل تأخیر است.
فرض کنید یک فعالیت دارای:
۱۰ روز شناوری کل (Total Float – TF)
باشد.
اگر این فعالیت پنج روز دیرتر اجرا شود، ممکن است:
- فعالیت پنج روز تأخیر داشته باشد؛
- پنج روز از Float مصرف شود؛
- اما تاریخ تکمیل پروژه هیچ تغییری نکند.
بنابراین:
Activity Delay ≠ Project Delay
یعنی:
تأخیر فعالیت ≠ تأخیر پروژه
از منظر حقوقی نیز این تمایز بسیار مهم است؛ زیرا صرف اثبات اینکه یک فعالیت دیرتر انجام شده،
لزوماً برای اثبات استحقاق تمدید مدت (EOT) یا مطالبه
خسارت تأخیر (Delay Damages) کافی نیست.
۳. اصطلاحات اصلی مرتبط با زمان شناوری
برای استفاده حرفهای از مفهوم Float، مهمترین اصطلاحات به شرح زیر است:
| اصطلاح فارسی | اصطلاح انگلیسی | اختصار |
|---|---|---|
| زمان شناوری / آزادی زمانی | Float / Slack | — |
| شناوری کل | Total Float | TF |
| شناوری آزاد | Free Float | FF |
| شناوری مستقل | Independent Float | IF |
| شناوری مداخلهگر | Interfering Float | — |
| شناوری پروژه | Project Float | — |
| شناوری شبکه | Network Float | — |
| شناوری پایانی | Terminal Float | — |
| شناوری منفی | Negative Float | — |
| شناوری باقیمانده | Remaining Float | — |
| مسیر بحرانی | Critical Path | CP |
| مسیر طولانیترین | Longest Path | LP |
| فعالیت بحرانی | Critical Activity | — |
| برنامه زمانبندی مبنا | Baseline Schedule | — |
| برنامه پذیرفتهشده | Accepted Programme | — |
| برنامه بهروزشده | Updated Programme | — |
| برنامه اجراشده واقعی | As-Built Programme | — |
| تاریخ شروع زودهنگام | Early Start | ES |
| تاریخ پایان زودهنگام | Early Finish | EF |
| تاریخ شروع دیرهنگام | Late Start | LS |
| تاریخ پایان دیرهنگام | Late Finish | LF |
| مدت تکمیل | Time for Completion | — |
| تاریخ تکمیل | Completion Date | — |
| تمدید مدت | Extension of Time | EOT |
| تأخیر | Delay | — |
| تأخیر قابل جبران | Compensable Delay | — |
| تأخیر مجاز | Excusable Delay | — |
| تأخیر غیرمجاز | Non-Excusable Delay | — |
| تأخیر همزمان | Concurrent Delay | — |
| تسریع | Acceleration | — |
| تسریع قهری / ضمنی | Constructive Acceleration | — |
| خسارت تأخیر | Delay Damages | — |
| خسارت مقطوع تأخیر | Liquidated Damages | LD |
| اختلال | Disruption | — |
| هزینه طولانیشدن | Prolongation Costs | — |
| تحلیل تأخیر | Delay Analysis | — |
| تحلیل قضایی برنامه زمانبندی | Forensic Schedule Analysis | FSA |
| تحلیل اثر زمانی | Time Impact Analysis | TIA |
| روش مسیر بحرانی | Critical Path Method | CPM |
| تاریخ وضعیت برنامه | Data Date | — |
| تسطیح منابع | Resource Leveling | — |
| محدودیت برنامه | Schedule Constraint | — |
| روابط منطقی | Schedule Logic | — |
| ذخیره زمانی ریسک | Time Risk Allowance | TRA |
۴. شناوری کل (Total Float – TF)
شناوری کل (Total Float) مهمترین نوع شناوری در تحلیل برنامه زمانبندی و دعاوی تأخیر است.
شناوری کل، در یک شبکه استاندارد، بیانگر مقدار زمانی است که یک فعالیت میتواند بدون ایجاد تأخیر
در تاریخ هدف مربوطه، از جمله تاریخ تکمیل پروژه، جابهجا شود.
در محاسبات متعارف روش مسیر بحرانی:
یا:
که در آن:
- TF = Total Float = شناوری کل
- LS = Late Start = شروع دیرهنگام
- ES = Early Start = شروع زودهنگام
- LF = Late Finish = پایان دیرهنگام
- EF = Early Finish = پایان زودهنگام
برای مثال:
اگر:
ES = روز ۱۰
و:
LS = روز ۱۸
باشد:
در یک شبکه ساده، فعالیت موردنظر دارای هشت روز شناوری کل است.
۵. شناوری آزاد (Free Float – FF)
شناوری آزاد (Free Float) با شناوری کل تفاوت دارد.
Free Float بیانگر مقدار زمانی است که یک فعالیت میتواند بدون آنکه
شروع زودهنگام فعالیت جانشین (Early Start of Successor Activity)
را به تأخیر بیندازد، جابهجا شود.
بنابراین:
Total Float بیشتر به تاریخ هدف پروژه یا مسیر مربوطه توجه دارد؛
در حالی که:
Free Float بیشتر به فعالیت بلافصل بعدی توجه میکند.
برای مثال، اگر فعالیت A در روز ۲۰ تمام شود و فعالیت B بتواند در روز ۲۵ شروع شود، در یک مدل ساده:
است.
۶. تفاوت شناوری کل و شناوری آزاد
فرض کنیم:
و:
اگر فعالیت ۳ روز تأخیر کند:
- سه روز Free Float مصرف میشود؛
- هنوز Total Float باقی مانده است.
اگر فعالیت ۱۰ روز تأخیر کند:
- تمام Free Float مصرف شده است؛
- اما ممکن است هنوز Total Float وجود داشته باشد؛
- بنابراین پروژه الزاماً دچار تأخیر نشده است.
در نتیجه:
صفر شدن Free Float لزوماً به معنای صفر شدن Total Float نیست.
۷. شناوری مستقل (Independent Float – IF)
شناوری مستقل (Independent Float) ظرفیت زمانیای است که یک فعالیت میتواند از آن استفاده کند
بدون اینکه در شرایط محاسباتی مربوط، آزادی زمانی فعالیتهای پیشین و پسین را تحت تأثیر قرار دهد.
این مفهوم در شبکههای پیچیده برنامهریزی اهمیت بیشتری دارد و در دعاوی عملی معمولاً کمتر از
Total Float مورد استناد قرار میگیرد.
۸. شناوری مداخلهگر (Interfering Float)
شناوری مداخلهگر (Interfering Float) بخشی از Total Float است که مصرف آن ممکن است
شناوری فعالیتهای بعدی را کاهش دهد، هرچند هنوز الزاماً تاریخ تکمیل پروژه را تغییر نداده باشد.
بنابراین ممکن است یک فعالیت هنوز باعث تأخیر در Completion نشده باشد، اما با مصرف Float خود،
انعطاف زمانی فعالیتهای بعدی را کاهش دهد.
از دیدگاه مدیریت ریسک، این وضعیت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا کاهش Float میتواند مسیرهای
نزدیک به بحرانی (Near-Critical Paths) را به مسیر بحرانی تبدیل کند.
۹. شناوری پروژه (Project Float)
شناوری پروژه (Project Float) معمولاً به فاصله میان تاریخ تکمیل برنامهریزیشده
و تاریخ تکمیل قراردادی اشاره دارد، هرچند نحوه تعریف آن باید با توجه به روش تحلیل و قرارداد بررسی شود.
برای مثال:
| تکمیل برنامهریزیشده | روز ۳۵۰ |
|---|---|
| تکمیل قراردادی | روز ۳۶۰ |
| فاصله | ۱۰ روز |
اما از نظر حقوقی نباید فوراً نتیجه گرفت که این ۱۰ روز «حق اختصاصی پیمانکار» است.
AACE در ادبیات تخصصی خود میان Project Float (شناوری پروژه) و
Network Float (شناوری شبکه) تفکیک قائل میشود و برای آنها آثار متفاوتی در نظر میگیرد.
همچنین در منابع AACE آمده است که دیدگاه غالب درباره Total Float آن است که این شناوری،
در صورت فقدان شرط قراردادی مخالف، یک منبع مشترک پروژه است.
(AACE International)
۱۰. شناوری شبکه (Network Float)
شناوری شبکه (Network Float) ناشی از ساختار و روابط منطقی شبکه زمانبندی است.
این مفهوم باید از Project Float تفکیک شود.
در ادبیات AACE، Total Float در بسیاری از شرایط به عنوان یک
منبع مشترک پروژه (Shared Project Resource) تلقی میشود؛ یعنی الزاماً متعلق انحصاری
کارفرما یا پیمانکار نیست. AACE در منابع حرفهای خود این دیدگاه را به عنوان دیدگاه غالب مطرح کرده
و از رویکرد First Come, First Served (اولین رویداد، نخستین استفادهکننده از شناوری)
نیز سخن گفته است.
(AACE International)
۱۱. شناوری پایانی (Terminal Float)
شناوری پایانی (Terminal Float) معمولاً به فاصله زمانی میان پایان برنامهریزیشده پروژه
و تاریخ تکمیل قراردادی مربوط میشود.
این موضوع بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که پیمانکار در برنامه خود
تکمیل زودهنگام (Early Completion) را پیشبینی کرده باشد.
مثلاً:
| Contractual Completion Date | ۳۰ آذر |
|---|---|
| Planned Completion Date | ۱۵ آذر |
فاصله ۱۵ روزه میتواند از نظر برنامهریزی به عنوان ظرفیت زمانی مطرح شود؛ اما آثار حقوقی آن باید از قرارداد استخراج شود.
۱۲. شناوری منفی (Negative Float)
شناوری منفی (Negative Float) زمانی ظاهر میشود که برنامه فعلی قادر به تحقق یک تاریخ
الزامی یا قراردادی نباشد.
برای مثال:
| تاریخ موردنیاز | روز ۳۶۰ |
|---|---|
| پایان پیشبینیشده | روز ۳۷۵ |
| وضعیت برنامه | ۱۵ روز شناوری منفی (15 Days Negative Float) |
Negative Float در واقع بیانگر این است که برنامه موجود نسبت به تاریخ الزامآور، عقب است.
وجود Negative Float معمولاً نشانه نیاز به:
- برنامه جبرانی (Recovery Programme)؛
- کاهش مدت فعالیتها (Duration Compression)؛
- تسریع (Acceleration)؛
- افزایش منابع (Additional Resources)؛
- یا بازنگری در توالی اجرای کار است.
۱۳. مسیر بحرانی (Critical Path)
مسیر بحرانی (Critical Path) زنجیرهای از فعالیتها در شبکه زمانبندی است که مدت آن،
در شرایط مربوط، مدت پروژه یا تاریخ هدف را تعیین میکند.
در یک مدل ساده، فعالیتهای بحرانی معمولاً دارای:
Total Float = 0
هستند.
اما در تحلیل حرفهای نباید صرفاً بر اساس عدد Float در نرمافزار نتیجه گرفت که یک فعالیت بحرانی است.
عواملی مانند:
- محدودیتهای برنامه (Schedule Constraints)؛
- تقویمهای کاری (Calendars)؛
- تسطیح منابع (Resource Leveling)؛
- روابط منطقی (Schedule Logic)؛
- پیشرفت خارج از توالی (Out-of-Sequence Progress)؛
- و تغییرات برنامه
ممکن است بر مسیر بحرانی اثر بگذارند.
AACE RP 29R-03 اساساً برای ایجاد یک مرجع فنی مشترک جهت استفاده از CPM در تحلیل قضایی برنامه
زمانبندی تدوین شده است.
(AACE International)
۱۴. مسیر طولانیترین (Longest Path)
در پروژههای پیچیده، اصطلاح مسیر طولانیترین (Longest Path) نیز اهمیت دارد.
مسیر طولانیترین الزاماً در تمام شرایط با مسیری که نرمافزار به عنوان Critical Path نمایش میدهد، یکسان نیست.
به همین دلیل، در تحلیل قضایی برنامه زمانبندی (Forensic Schedule Analysis) باید مشخص شود
که مبنای تشخیص تأخیر بحرانی چیست و آیا تاریخ قراردادی یا Milestone موردنظر مستقیماً از مسیر مورد بحث
تأثیر پذیرفته است.
۱۵. برنامه زمانبندی مبنا (Baseline Schedule)
برنامه زمانبندی مبنا (Baseline Schedule) برنامهای است که برای مقایسه پیشرفت واقعی
با برنامه اولیه مورد استفاده قرار میگیرد.
این برنامه باید حداقل موارد زیر را مشخص کند:
- فعالیتها؛
- مدت فعالیتها؛
- روابط منطقی؛
- تاریخ شروع؛
- تاریخ پایان؛
- مسیر بحرانی؛
- شناوری؛
- Milestoneها؛
- تاریخ تکمیل.
اما برای استفاده حقوقی از Baseline باید بررسی کرد که آیا این برنامه:
- طبق قرارداد تهیه شده است؟
- به موقع ارائه شده است؟
- مورد پذیرش قرار گرفته است؟
- از منطق صحیح برخوردار است؟
- با منابع واقعی پروژه سازگار است؟
- و وضعیت واقعی پروژه را به شکل معقولی منعکس میکرده است؟
۱۶. برنامه پذیرفتهشده (Accepted Programme)
برنامه پذیرفتهشده (Accepted Programme) برنامهای است که طبق سازوکار قرارداد
توسط مرجع مربوط، مانند کارفرما (Employer)، مهندس (Engineer)
یا مشاور (Consultant) پذیرفته شده است.
SCL Protocol نیز مفهوم Accepted Programme را در تعاریف خود مورد توجه قرار داده است. بر اساس این پروتکل،
پیمانکار باید برنامهای برای کل عملیات ارائه کند و پس از پذیرش آن، برنامه مزبور به عنوان Accepted Programme شناخته میشود.
(Society of Construction Law)
در قراردادهای بینالمللی، Accepted Programme میتواند یکی از اسناد اصلی برای تحلیل تأخیر و تعیین وضعیت برنامه باشد.
۱۷. برنامه بهروزشده (Updated Programme)
برنامه بهروزشده (Updated Programme) برنامهای است که وضعیت واقعی پروژه،
پیشرفت انجامشده و تغییرات ایجادشده در روابط و محدودیتهای برنامه را منعکس میکند.
این موضوع در تحلیل Float بسیار مهم است؛ زیرا Float ثابت نیست.
برای مثال:
| زمان تحلیل | Float |
|---|---|
| ابتدای پروژه | ۳۰ روز |
| ماه سوم | ۲۰ روز |
| ماه ششم | ۸ روز |
| ماه هشتم | صفر |
بنابراین پرسش صحیح در یک دعوای تأخیر این نیست که:
«Float پروژه در ابتدا چقدر بوده است؟»
بلکه باید پرسید:
«Float مربوط به مسیر موردنظر در تاریخ وقوع رویداد تأخیرآفرین چقدر بوده است؟»
۱۸. برنامه اجراشده واقعی (As-Built Programme)
برنامه اجراشده واقعی (As-Built Programme) سابقه زمانی اجرای واقعی پروژه است.
این برنامه نشان میدهد:
- فعالیت واقعاً چه زمانی آغاز شد؛
- چه زمانی پایان یافت؛
- چه فعالیتهایی با هم همزمان بودند؛
- و پروژه در واقعیت چگونه پیش رفت.
اما As-Built Programme به تنهایی علت تأخیر را اثبات نمیکند.
برای مثال، اگر یک فعالیت:
۲۰ روز دیرتر از برنامه مبنا
انجام شده باشد، هنوز باید مشخص شود:
- علت آن چه بوده؟
- چه کسی مسئول آن بوده؟
- Float چقدر بوده؟
- آیا Critical Path تحت تأثیر قرار گرفته؟
- و آیا Completion Date تغییر کرده است؟
۱۹. مالکیت زمان شناوری (Float Ownership)
یکی از بحثبرانگیزترین مسائل در حقوق ساخت، موضوع:
مالکیت زمان شناوری (Float Ownership)
است.
آیا Float متعلق به:
- پیمانکار است؟
- کارفرما است؟
- یا پروژه؟
سه رویکرد عمده وجود دارد.
الف) شناوری متعلق به پیمانکار
بر اساس این دیدگاه، پیمانکار از طریق برنامهریزی و مدیریت پروژه، ظرفیت زمانی ایجاد کرده
و میتواند از آن استفاده کند.
ب) شناوری متعلق به کارفرما
بر اساس این دیدگاه، کارفرما باید بتواند از ظرفیت زمانی موجود برای مدیریت پروژه استفاده کند.
ج) شناوری به عنوان منبع مشترک پروژه
در این دیدگاه، Float نه متعلق انحصاری پیمانکار است و نه کارفرما، بلکه:
Shared Project Resource – منبع مشترک پروژه
محسوب میشود.
AACE در منابع خود بیان کرده است که دیدگاه غالب در دعاوی و تحلیلهای حرفهای این است که Total Float،
در صورت نبود شرط قراردادی مخالف، یک منبع مشترک پروژه است.
(AACE International)
۲۰. قاعده «اولین استفادهکننده» (First Come, First Served)
بر اساس رویکرد:
First Come, First Served – اولین رویداد، نخستین استفادهکننده از شناوری
رویدادی که زودتر موجب مصرف Float شود، ابتدا ظرفیت شناوری موجود را مصرف میکند.
برای مثال:
Float = ۲۰ روز
ابتدا پیمانکار:
۸ روز تأخیر
دارد.
در نتیجه:
Float Remaining = ۱۲ Days
یعنی:
شناوری باقیمانده = ۱۲ روز
سپس کارفرما:
۱۵ روز تأخیر
ایجاد میکند.
در یک مدل ساده:
- ۱۲ روز اول → مصرف Float
- ۳ روز بعدی → تأخیر احتمالی مؤثر بر Completion
AACE این رویکرد را در چارچوب دیدگاه مربوط به Total Float به عنوان منبع مشترک مطرح کرده است.
(AACE International)
اما این قاعده مطلق نیست و اگر قرارداد روش دیگری تعیین کرده باشد، باید ابتدا به قرارداد مراجعه کرد.
۲۱. رابطه Float و تمدید مدت (Extension of Time – EOT)
یکی از مهمترین آثار حقوقی Float، تأثیر آن بر تمدید مدت (Extension of Time – EOT) است.
فرض کنیم:
Float = ۱۰ روز
و:
Employer Delay = ۶ روز
اگر تأخیر کارفرما صرفاً ۶ روز از Float را مصرف کند و تاریخ تکمیل تغییر نکند،
ممکن است در شرایط قراردادی مربوط، تمدید مدت به میزان شش روز ایجاد نشود.
اما اگر:
Employer Delay = ۱۸ روز
باشد، در یک مدل ساده ممکن است:
- ۱۰ روز → مصرف Float
- ۸ روز → تأخیر در Completion
ایجاد کند.
با این حال، این محاسبه صرفاً یک مدل آموزشی است و در پرونده واقعی باید شبکه زمانبندی و شرایط قرارداد بررسی شود.
۲۲. آیا وجود Float مانع EOT است؟
خیر؛ پاسخ مطلق به این پرسش صحیح نیست.
وجود Float یکی از عوامل مؤثر در تحلیل است، اما تعیینکننده نهایی نیست.
باید بررسی شود:
- قرارداد چه حکمی دارد؟
- Float در زمان وقوع رویداد چقدر بوده؟
- رویداد روی کدام مسیر اثر گذاشته؟
- آیا مسیر بحرانی تغییر کرده؟
- آیا Completion Date تغییر کرده؟
- آیا تأخیر دیگری قبلاً Float را مصرف کرده؟
- آیا رویداد موردنظر در زمره ریسکهای کارفرما بوده است؟
در ساختار FIDIC نیز موضوع Programme، Extension of Time و Delay Damages در چارچوب قراردادی مشخص تنظیم شدهاند.
در Red Book 1999، این موضوعات در Clause 8 شامل Sub-Clauseهای مربوط به Time for Completion،
Programme، Extension of Time و Delay Damages آمدهاند.
(FIDIC)
۲۳. تأخیر کارفرما (Employer Delay)
تأخیر کارفرما (Employer Delay) ممکن است در نتیجه مواردی مانند:
- تأخیر در ارائه اطلاعات؛
- تأخیر در تحویل کارگاه؛
- تغییرات؛
- Variation؛
- تأخیر در تصویب اسناد؛
- تأخیر در تصمیمگیری؛
- تعلیق؛
- یا سایر رویدادهای منتسب به کارفرما
رخ دهد.
اما صرف اینکه یک رویداد متعلق به کارفرما باشد، لزوماً به این معنا نیست که پیمانکار به همان میزان
مستحق EOT است.
باید اثر زمانی واقعی رویداد (Actual Time Effect) بررسی شود.
۲۴. تأخیر پیمانکار (Contractor Delay)
تأخیر پیمانکار (Contractor Delay) نیز باید بر اساس اثر آن بر برنامه تحلیل شود.
برای مثال، اگر پیمانکار پنج روز دیرتر یک فعالیت غیر بحرانی را انجام دهد و آن فعالیت
۲۰ روز Total Float داشته باشد، صرف پنج روز تأخیر، لزوماً به معنای پنج روز تأخیر قراردادی پروژه نیست.
۲۵. تأخیر همزمان (Concurrent Delay)
تأخیر همزمان (Concurrent Delay) زمانی مطرح میشود که دو یا چند علت مستقل تأخیر
در یک بازه زمانی مشترک بر پروژه اثر بگذارند.
برای مثال:
- پیمانکار به علت کمبود نیروی انسانی تأخیر دارد؛
- همزمان کارفرما نیز اطلاعات لازم را با تأخیر ارائه میکند.
در این حالت باید مشخص شود:
- هر تأخیر چه فعالیتی را تحت تأثیر قرار داده؟
- آیا هر دو بر مسیر بحرانی بودهاند؟
- Float چگونه مصرف شده؟
- آیا تأخیرها واقعاً همزمان بودهاند؟
- کدام رویداد زودتر رخ داده؟
- قرارداد در مورد Concurrent Delay چه رویکردی دارد؟
بنابراین Float یکی از عناصر مهم در تحلیل Concurrent Delay است.
۲۶. خسارت تأخیر (Delay Damages)
خسارت تأخیر (Delay Damages) خسارتی است که به سبب تأخیر در انجام تعهد زمانی مطالبه میشود.
در قراردادهای بینالمللی باید میان آن و:
Liquidated Damages – خسارت مقطوع تأخیر
تفکیک شود.
در FIDIC Red Book 1999، موضوع Delay Damages در Sub-Clause 8.7 قرار دارد و در کنار مقررات مربوط
به Extension of Time در Sub-Clause 8.4 تنظیم شده است.
(FIDIC)
بنابراین تحلیل خسارت تأخیر بدون بررسی وضعیت Completion و Float میتواند ناقص باشد.
۲۷. تسریع (Acceleration)
تسریع (Acceleration) به اقداماتی گفته میشود که برای افزایش سرعت اجرای پروژه
یا دستیابی به تاریخ تکمیل برنامهریزیشده انجام میشود.
این اقدامات ممکن است شامل:
- افزایش نیروی انسانی؛
- افزایش ساعات کار؛
- کار در شیفت دوم یا سوم؛
- افزایش تجهیزات؛
- تغییر روش اجرا؛
- اجرای موازی فعالیتها؛
- افزایش جبهههای کاری
باشد.
SCL Protocol نیز Acceleration را در زمره اصطلاحات تخصصی خود تعریف کرده و آن را استفاده از منابع اضافی
یا روشها و توالیهای جایگزین برای دستیابی به اجرای کار در مدت کوتاهتر از برنامه توصیف میکند.
(Society of Construction Law)
۲۸. تسریع قهری یا ضمنی (Constructive Acceleration)
تسریع قهری یا ضمنی (Constructive Acceleration) یکی از مباحث مهم حقوق ساخت است.
در این وضعیت، ممکن است پیمانکار به علت یک رویداد کارفرما مستحق تمدید مدت باشد، اما تمدید مدت به موقع
اعطا نشود و پیمانکار برای حفظ تاریخ تکمیل ناچار به افزایش سرعت شود.
در اینجا رابطه زیر اهمیت پیدا میکند:
→
EOT Entitlement
→
Failure/Delay in Granting EOT
→
Acceleration
Float میتواند در اثبات این موضوع مؤثر باشد؛ زیرا باید مشخص شود آیا پیمانکار برای حفظ تاریخ قراردادی
مجبور شده ظرفیت زمانی باقیمانده خود را مصرف کند و سپس اقدامات تسریع را انجام دهد یا خیر.
۲۹. تفاوت Float و ذخیره زمانی ریسک (Time Risk Allowance – TRA)
نباید Float را با ذخیره زمانی ریسک (Time Risk Allowance – TRA) یکی دانست.
Float – زمان شناوری از ساختار شبکه زمانبندی ناشی میشود.
اما:
Time Risk Allowance – ذخیره زمانی ریسک
مدت اضافی است که پیمانکار ممکن است در برنامه فعالیت برای پوشش ریسکهایی در نظر بگیرد که طبق قرارداد
مسئولیت آنها بر عهده اوست.
این تفاوت در دعاوی تأخیر بسیار مهم است.
۳۰. Float و تکمیل زودهنگام (Early Completion)
یکی از موضوعات حساس در تنظیم برنامه زمانبندی، پیشبینی:
تکمیل زودهنگام (Early Completion)
است.
فرض کنیم:
| Contractual Completion Date | ۳۱ دسامبر |
|---|---|
| Baseline Schedule | ۱۵ دسامبر |
اما پیمانکار در Baseline Schedule تکمیل پروژه را:
۱۵ دسامبر
پیشبینی کرده است.
سؤال این است:
آیا فاصله ۱۶ روزه، حق انحصاری پیمانکار است؟
پاسخ لزوماً مثبت نیست.
این موضوع باید با توجه به:
- متن قرارداد؛
- برنامه پذیرفتهشده؛
- الزامات Early Completion؛
- نحوه تخصیص Float؛
- و روش تحلیل تأخیر
بررسی شود.
AACE در مباحث حرفهای خود نیز به ریسکهای ناشی از درج Early Completion و Total Float در برنامه مبنا
و آثار احتمالی آنها بر دعاوی زمانی توجه کرده است.
(AACE International)
۳۱. مصرف Float و کاهش ریسک زمانی
مصرف Float لزوماً خسارت نیست.
فرض کنیم:
Float = ۳۰ روز
و به علت یک رویداد:
Float = ۱۰ روز
شود.
ممکن است هنوز هیچ تأخیر قراردادی در Completion رخ نداده باشد.
اما وضعیت پروژه از نظر مدیریت ریسک بدتر شده است.
به بیان دیگر:
کاهش Float ممکن است ریسک تأخیر را افزایش دهد، بدون اینکه خود بهتنهایی خسارت قابل مطالبه ایجاد کند.
۳۲. Zero Float؛ شناوری صفر
شناوری صفر (Zero Float) به این معناست که دیگر ظرفیت زمانی باقیماندهای در فعالیت
یا مسیر موردنظر وجود ندارد.
اما:
Zero Float ≠ Delay
یعنی:
شناوری صفر ≠ تأخیر
ممکن است پروژه دقیقاً طبق تاریخ قراردادی در حال حرکت باشد و صرفاً هیچ حاشیه زمانی بیشتری نداشته باشد.
۳۳. شناوری منفی و مسئولیت تأخیر
اگر برنامه دارای:
Negative Float – شناوری منفی
باشد، باید مشخص شود علت آن چیست.
Negative Float میتواند ناشی از:
- تأخیر واقعی؛
- محدودیت قراردادی؛
- Constraint مصنوعی؛
- برنامهریزی غیرواقعی؛
- یا تغییرات بعدی
باشد.
بنابراین صرف مشاهده Negative Float در نرمافزار، دلیل قطعی مسئولیت پیمانکار نیست.
۳۴. تحلیل اثر زمانی (Time Impact Analysis – TIA)
تحلیل اثر زمانی (Time Impact Analysis – TIA) یکی از روشهای مهم تحلیل تأخیر است.
در این روش، رویداد تأخیرآفرین در برنامهای که وضعیت پروژه را در زمان وقوع رویداد نشان میدهد،
وارد میشود و اثر آن بر:
- مسیر بحرانی؛
- تاریخ تکمیل؛
- شناوری؛
- و Milestoneها
بررسی میشود.
این روش میتواند به پاسخ این سؤال کمک کند:
اگر رویداد موردنظر رخ نمیداد، تاریخ تکمیل پروژه چه میشد؟
۳۵. تحلیل قضایی برنامه زمانبندی (Forensic Schedule Analysis – FSA)
تحلیل قضایی برنامه زمانبندی (Forensic Schedule Analysis) به تحلیل تخصصی
برنامه زمانبندی برای تعیین علت، اثر و مسئولیت تأخیر در زمینه دعاوی و اختلافات اشاره دارد.
AACE RP 29R-03 یکی از منابع مهم بینالمللی در این حوزه است و هدف آن ارائه اصول و راهنمای فنی
برای استفاده از CPM در تحلیل برنامههای زمانبندی در زمینه دعاوی است.
(AACE International)
در این نوع تحلیل باید موارد زیر بررسی شود:
- Baseline Schedule؛
- Updated Schedule؛
- As-Built Programme؛
- Data Date؛
- Critical Path؛
- Float؛
- Schedule Logic؛
- Constraints؛
- Calendars؛
- Actual Progress؛
- Delay Events.
۳۶. تاریخ وضعیت برنامه (Data Date)
تاریخ وضعیت برنامه (Data Date) تاریخی است که برنامه زمانبندی تا آن تاریخ
اطلاعات واقعی پروژه را منعکس میکند.
Data Date در تحلیل Float بسیار مهم است.
برای مثال:
| Data Date | Total Float |
|---|---|
| فروردین | ۳۰ روز |
| خرداد | ۱۸ روز |
| مرداد | ۷ روز |
| شهریور | صفر |
بنابراین نمیتوان برای تحلیل یک رویداد در مرداد، صرفاً Float موجود در برنامه فروردین را ملاک قرار داد.
۳۷. تغییر مسیر بحرانی (Critical Path Shift)
تغییر مسیر بحرانی (Critical Path Shift) زمانی رخ میدهد که به دلیل پیشرفت واقعی،
تأخیر یا تغییرات پروژه، مسیر تعیینکننده Completion تغییر کند.
برای مثال:
Path A = Critical
→
پس از تأخیر در Path A و تغییر روابط
→
Path B = Critical
به همین دلیل تحلیل تأخیر باید پویا باشد و صرفاً بر Baseline Schedule متوقف نشود.
۳۸. Float و تسطیح منابع (Resource Leveling)
تسطیح منابع (Resource Leveling) فرآیندی است که در آن برنامه زمانبندی
با توجه به محدودیت منابع اصلاح میشود.
برای مثال ممکن است دو فعالیت از نظر منطقی قابلیت اجرای همزمان داشته باشند، اما تنها یک تیم تخصصی
برای انجام هر دو فعالیت وجود داشته باشد.
در این حالت:
Resource Constraint – محدودیت منابع
میتواند تاریخ اجرای یکی از فعالیتها را تغییر دهد.
بنابراین در دعاوی تأخیر باید مشخص شود که تغییر مسیر بحرانی ناشی از:
Logic – منطق شبکه
بوده یا:
Resource Constraint – محدودیت منابع
۳۹. Float و تقویمهای کاری (Calendars)
محاسبه Float به تقویمهای کاری نیز وابسته است.
ممکن است یک فعالیت بر اساس:
تقویم هفتروزه (7-Day Calendar)
و فعالیت دیگری بر اساس:
تقویم ششروزه (6-Day Calendar)
برنامهریزی شده باشد.
بنابراین کارشناسی که قصد تحلیل Float دارد باید تنظیمات تقویم پروژه را نیز بررسی کند.
۴۰. Float و محدودیتهای برنامه (Schedule Constraints)
محدودیتهایی مانند:
- Must Finish On – الزام به پایان در تاریخ مشخص
- Finish No Later Than – پایان حداکثر تا تاریخ مشخص
- Start No Earlier Than – شروع زودتر از تاریخ مشخص ممنوع
- Mandatory Finish – پایان الزامی
میتوانند بر محاسبات Float اثر بگذارند.
بنابراین عدد Float نمایشدادهشده در نرمافزار باید با منطق واقعی قرارداد و پروژه تطبیق داده شود.
۴۱. Float در قراردادهای FIDIC
در قراردادهای FIDIC، موضوع زمان در چارچوب یک نظام قراردادی منظم مورد توجه قرار گرفته است.
در FIDIC Red Book 1999 – کتاب قرمز فیدیک ۱۹۹۹، Clause 8 با عنوان:
Commencement, Delays and Suspension – شروع، تأخیرها و تعلیق
تنظیم شده و شامل موضوعات زیر است:
- Commencement of Works – شروع عملیات
- Time for Completion – مدت تکمیل
- Programme – برنامه
- Extension of Time for Completion – تمدید مدت تکمیل
- Delays Caused by Authorities – تأخیرهای ناشی از مقامات
- Rate of Progress – میزان پیشرفت
- Delay Damages – خسارت تأخیر
- Suspension – تعلیق
(FIDIC)
در FIDIC Yellow Book 1999 نیز ساختار زمانی مشابهی در Clause 8 دیده میشود.
(FIDIC)
بنابراین Float در قراردادهای FIDIC باید در کنار مقررات Programme، Time for Completion و EOT تحلیل شود.
۴۲. Float در FIDIC به معنای EOT خودکار نیست
وجود Float به خودی خود نه:
EOT Entitlement – استحقاق تمدید مدت
را ایجاد میکند و نه آن را از بین میبرد.
FIDIC نیز در راهنمای رسمی خود درباره Extension of Time توضیح میدهد که ادعای تمدید مدت باید
مطابق سازوکار قراردادی بررسی شود و مهندس نمیتواند صرفاً تا پایان پروژه منتظر بماند تا مشخص شود
آیا تمدید مدت لازم بوده است یا خیر.
(FIDIC)
بنابراین تحلیل صحیح عبارت است از:
→
Schedule Impact
→
Float
→
Critical Path
→
Completion
→
Contractual Entitlement
۴۳. Float در قراردادهای EPC
در قراردادهای:
EPC – Engineering, Procurement and Construction
موضوع Float اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا فعالیتهای طراحی، تأمین و ساخت به شدت به یکدیگر وابستهاند.
برای مثال:
↓
Procurement – تأمین
↓
Manufacturing – ساخت تجهیزات
↓
Delivery – تحویل
↓
Installation – نصب
↓
Testing – آزمایش
↓
Commissioning – راهاندازی
تأخیر در هر یک از این فعالیتها میتواند Float مسیر بعدی را مصرف کند.
۴۴. آثار حقوقی اصلی زمان شناوری
مهمترین آثار حقوقی Float را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد:
۱. اثر بر تمدید مدت
ممکن است رویداد تأخیرآفرین ابتدا Float را مصرف کند و سپس Completion را تحت تأثیر قرار دهد.
۲. اثر بر مسئولیت تأخیر
Float میتواند در تعیین اینکه تأخیر فعالیت به تأخیر پروژه تبدیل شده یا خیر، مؤثر باشد.
۳. اثر بر خسارت تأخیر
برای مطالبه خسارت ناشی از تأخیر باید اثر واقعی بر Completion بررسی شود.
۴. اثر بر تأخیر همزمان
Float در تعیین اثر واقعی تأخیرهای طرفین اهمیت دارد.
۵. اثر بر تسریع
مصرف Float ممکن است پیمانکار را برای حفظ Completion به تسریع وادار کند.
۶. اثر بر Early Completion
پیشبینی تکمیل زودهنگام میتواند آثار حقوقی مهمی داشته باشد.
۷. اثر بر مدیریت ریسک
کاهش Float انعطاف زمانی پروژه را کاهش میدهد.
۴۵. وضعیت Float در حقوق ایران
در حقوق ایران، Float به عنوان یک نهاد مستقل و دارای تعریف قانونی جامع در قوانین عمومی قراردادها تعریف نشده است.
از این رو در یک قرارداد پیمانکاری ایرانی باید وضعیت Float را از طریق مجموعه اسناد و تعهدات قراردادی تحلیل کرد، از جمله:
- قرارداد؛
- شرایط عمومی پیمان؛
- شرایط خصوصی؛
- برنامه زمانبندی؛
- برنامه مبنا؛
- برنامههای بهروزشده؛
- صورتجلسات؛
- مکاتبات؛
- دستورکارها؛
- گزارشهای پیشرفت؛
- و نظریه کارشناسی.
در نتیجه، اصطلاح Float نباید بدون بررسی ساختار قراردادی، مستقیماً به یک نتیجه حقوقی خاص در حقوق ایران منتهی شود.
۴۶. اصل مهم: قرارداد مقدم بر روشهای عمومی تحلیل است
در تحلیل حقوقی Float باید این اصل را همواره در نظر داشت:
Contract First – ابتدا قرارداد
یعنی اگر قرارداد صراحتاً تعیین کرده باشد که:
- Float متعلق به چه کسی است؛
- چگونه باید مصرف شود؛
- آیا پیمانکار حق استفاده از آن را دارد؛
- Early Completion چه وضعیتی دارد؛
- یا روش تحلیل تأخیر چیست،
ابتدا باید همان مقررات بررسی شود.
منابعی مانند SCL Protocol و AACE RP 29R-03 عمدتاً نقش
منابع حرفهای و فنی (Professional and Technical Guidance)
دارند و جایگزین شروط صریح قرارداد یا قانون حاکم نیستند.
۴۷. پیشنهاد برای تنظیم بند قراردادی درباره Float
برای جلوگیری از اختلاف، میتوان در قرارداد صراحتاً وضعیت Float را تعیین کرد.
برای نمونه:
“Unless otherwise expressly provided in the Contract, Total Float and Network Float shall be treated as project resources and shall not be deemed to be exclusively owned by either Party. The consumption of Float shall not, by itself, constitute delay to the Time for Completion. Entitlement to Extension of Time shall be determined by reference to the effect of the relevant event on the critical path and the Time for Completion.”
ترجمه فارسی:
«جز در مواردی که در قرارداد صراحتاً ترتیب دیگری مقرر شده باشد، شناوری کل (Total Float) و شناوری شبکه
(Network Float) به عنوان منابع زمانی پروژه تلقی شده و متعلق انحصاری هیچیک از طرفین محسوب نمیشوند.
مصرف شناوری به خودی خود تأخیر در مدت تکمیل (Time for Completion) محسوب نمیشود و استحقاق تمدید مدت
(Extension of Time) بر اساس اثر رویداد مربوط بر مسیر بحرانی (Critical Path) و مدت تکمیل تعیین خواهد شد.»
این متن صرفاً یک نمونه آموزشی است و برای استفاده در قرارداد واقعی باید با قانون حاکم،
شرایط خصوصی قرارداد و سایر مقررات قراردادی تطبیق داده شود.
۴۸. چکلیست حقوقی بررسی Float در دعاوی تأخیر
در بررسی یک Claim – ادعا یا Dispute – اختلاف
مربوط به زمان شناوری، پرسشهای زیر باید بررسی شود:
الف) قرارداد
- مدت قرارداد چیست؟
- تاریخ تکمیل چیست؟
- آیا Early Completion تعهد قراردادی است؟
- آیا قرارداد درباره Float حکم صریح دارد؟
- ریسک تأخیر چگونه تخصیص داده شده است؟
ب) برنامه
- Baseline Schedule چیست؟
- Accepted Programme کدام است؟
- آیا برنامه منطقی و قابل اتکا است؟
- Total Float چقدر بوده؟
- Free Float چقدر بوده؟
- Project Float چقدر بوده؟
ج) رویداد تأخیر
- Delay Event چه زمانی رخ داده است؟
- در آن تاریخ Float چقدر بوده؟
- کدام فعالیت تحت تأثیر قرار گرفته؟
- آیا فعالیت Critical بوده است؟
- آیا Critical Path تغییر کرده است؟
د) تمدید مدت
- آیا رویداد Completion Date را تغییر داده است؟
- آیا فقط Float را مصرف کرده است؟
- آیا EOT طبق قرارداد قابل مطالبه است؟
هـ) خسارت
- آیا Delay Damages ایجاد شده است؟
- آیا Prolongation Costs ایجاد شده است؟
- آیا Acceleration Costs ایجاد شده است؟
- هزینههای مطالبهشده مستقیماً به رویداد مربوط هستند؟
۴۹. یک مثال جامع حقوقی ـ فنی
فرض کنیم پروژهای دارای:
Contractual Completion Date – تاریخ تکمیل قراردادی: روز ۳۶۰
و:
Baseline Completion – تاریخ تکمیل برنامه مبنا: روز ۳۴۵
باشد.
در نتیجه:
فرض کنیم پیمانکار در ابتدا:
۵ روز تأخیر قابل انتساب به خود
ایجاد کند.
شناوری باقیمانده:
سپس کارفرما یک رویداد تأخیرآفرین ۱۴ روزه ایجاد کند.
در یک مدل ساده:
- ۱۰ روز اول → مصرف Float
- ۴ روز بعدی → تأخیر احتمالی در Completion
اما برای رسیدن به نتیجه حقوقی باید پرسید:
- آیا این دو تأخیر واقعاً بر یک مسیر اثر داشتهاند؟
- آیا تأخیر پیمانکار قبل از تأخیر کارفرما رخ داده است؟
- آیا Float در زمان وقوع رویداد واقعاً ۱۰ روز بوده؟
- آیا Critical Path تغییر کرده؟
- آیا قرارداد رویکرد First Come, First Served را پذیرفته؟
- آیا رویداد کارفرما یک Employer Risk Event بوده؟
- آیا پیمانکار طبق قرارداد مستحق EOT است؟
- آیا ۴ روز قابل جبران مالی است یا فقط زمانی؟
- آیا Concurrent Delay رخ داده است؟
بنابراین حتی این محاسبه ساده نیز بدون تحلیل شبکه و قرارداد، نتیجه قطعی حقوقی ایجاد نمیکند.
۵۰. نتیجهگیری
زمان شناوری (Float) یکی از مهمترین مفاهیم در نقطه اتصال میان
مدیریت پروژه (Project Management)،
برنامهریزی و کنترل پروژه (Planning and Scheduling) و
حقوق ساخت (Construction Law) است.
Float در ظاهر یک ظرفیت زمانی در برنامه است؛ اما در یک اختلاف پیمانکاری میتواند بر موارد زیر اثر بگذارد:
- Delay – تأخیر
- EOT – تمدید مدت
- Concurrent Delay – تأخیر همزمان
- Acceleration – تسریع
- Delay Damages – خسارت تأخیر
- Prolongation Costs – هزینههای طولانیشدن
- Contractual Liability – مسئولیت قراردادی
مهمترین اصل این است که:
تأخیر در یک فعالیت، لزوماً تأخیر در تکمیل پروژه نیست.
همچنین:
مصرف Float لزوماً نقض قرارداد نیست.
و:
کاهش Float لزوماً خسارت قابل مطالبه ایجاد نمیکند.
از سوی دیگر، وجود Float نیز به خودی خود به معنای عدم استحقاق پیمانکار برای تمدید مدت نیست.
تحلیل صحیح باید از این زنجیره پیروی کند:
↓
Affected Activity – فعالیت متأثر
↓
Available Float – شناوری موجود
↓
Critical Path – مسیر بحرانی
↓
Effect on Completion – اثر بر تکمیل
↓
Contractual Entitlement – استحقاق قراردادی
↓
Extension of Time – تمدید مدت
↓
Delay / Prolongation / Acceleration Costs – هزینههای تأخیر، طولانیشدن یا تسریع
در منابع بینالمللی، SCL Delay and Disruption Protocol یکی از مهمترین منابع حرفهای
برای تحلیل تمدید مدت، تأخیر و اختلال است و ویرایش دوم آن در سال ۲۰۱۷ منتشر شده است.
(Society of Construction Law)
همچنین AACE Recommended Practice 29R-03 – Forensic Schedule Analysis یکی از منابع مهم
فنی در زمینه تحلیل قضایی برنامه زمانبندی و کاربرد CPM در دعاوی تأخیر است.
(AACE International)
در قراردادهای FIDIC نیز زمان، برنامه، تمدید مدت و خسارت تأخیر در یک ساختار قراردادی مشخص تنظیم شدهاند.
برای نمونه، در FIDIC Red Book 1999 – کتاب قرمز فیدیک ۱۹۹۹، Clause 8 شامل مقررات مربوط
به Time for Completion – مدت تکمیل، Programme – برنامه، Extension of Time – تمدید مدت
و Delay Damages – خسارت تأخیر است.
(FIDIC)
بنابراین:
Float را نباید صرفاً یک عدد در Primavera P6 یا Microsoft Project دانست؛ Float میتواند یک عنصر
مؤثر در تعیین حقوق و تعهدات قراردادی طرفین باشد.
در نهایت، تعیین اثر حقوقی Float همواره نیازمند بررسی همزمان سه عنصر است:
و هیچیک از این سه عنصر به تنهایی برای تعیین مسئولیت نهایی در یک دعوای تأخیر کافی نیست.
منابع و مراجع بینالمللی
۱. Society of Construction Law
Society of Construction Law (SCL), Delay and Disruption Protocol, 2nd Edition, February 2017
این پروتکل برای راهنمایی در تعیین Extension of Time – تمدید مدت و
Compensation for Delay and Disruption – جبران خسارت ناشی از تأخیر و اختلال
تهیه شده و یکی از منابع مهم حرفهای در حقوق ساخت بینالمللی است.
(Society of Construction Law)
۲. AACE International
AACE International, Recommended Practice No. 29R-03, Forensic Schedule Analysis
این سند برای ارائه اصول و راهنمای فنی در استفاده از
Critical Path Method (CPM) – روش مسیر بحرانی در
Forensic Schedule Analysis – تحلیل قضایی برنامه زمانبندی
تهیه شده است.
(AACE International)
۳. AACE International – منابع جدیدتر
AACE در منابع حرفهای جدیدتر خود نیز به موضوع Total Float، ماهیت آن به عنوان
Shared Commodity – منبع مشترک و رویکرد
First Come, First Served – اولین استفادهکننده
پرداخته است.
(AACE International)
۴. FIDIC
FIDIC, Conditions of Contract for Construction, First Edition 1999 – Red Book
در این قرارداد، Clause 8 به Commencement, Delays and Suspension – شروع، تأخیرها و تعلیق
اختصاص دارد و Sub-Clauseهای 8.2، 8.3، 8.4 و 8.7 به ترتیب به
Time for Completion، Programme، Extension of Time و Delay Damages
مربوط میشوند.
(FIDIC)
۵. FIDIC Yellow Book
FIDIC, Plant and Design-Build Contract, First Edition 1999 – Yellow Book
در این فرم قراردادی نیز Clause 8 موضوعات مربوط به شروع، مدت تکمیل، برنامه، تمدید مدت و خسارت تأخیر را تنظیم میکند.
(FIDIC)
نکته حقوقی پایانی
مطالب این مقاله جنبه آموزشی و پژوهشی دارد. در یک دعوای واقعی، تعیین استحقاق
EOT، Delay Damages، Prolongation Costs یا Acceleration Costs
صرفاً با مشاهده مقدار Float امکانپذیر نیست و باید متن قرارداد، قانون حاکم، برنامه مبنا،
برنامههای بهروزشده، سوابق واقعی پروژه، مسیر بحرانی، تاریخ وقوع رویدادها و روش مناسب تحلیل تأخیر
بهصورت یکپارچه بررسی شود.
رسول اوجاقلو
رسول اوجاقلو، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کانون وکلای دادگستری مرکز، در حوزه دعاوی پیمانکاری و حقوق قراردادها فعالیت تخصصی دارد و نویسنده آثار مرتبط با حقوق قراردادها و پیمان است.
مطالب زیر را حتما بخوانید
-
مراحل حقوقی تنظیم یک قرارداد ساخت استاندارد
45 بازدید
-
مراحل توسعه پروژه از منظر حقوق ساخت و مدیریت قرارداد
31 بازدید
-
انواع گواهیهای قراردادهای ساخت و آثار حقوقی آنها
1.55k بازدید
-
اصطلاحات حقوقی قراردادهای پیمانکاری و ساخت؛ ۱۸۰ اصطلاح حقوق ساخت
1.6k بازدید
-
کتاب زمردی فیدیک، راهنمای جامع قراردادهای پروژههای زیرزمینی
1.5k بازدید
-
تفاوت GDR و GBR در کتاب زمردی فیدیک؛ راهنمای تخصیص ریسک
1.46k بازدید
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.